اول خرداد روز ملي بهرهوري است؛ بهرهوري در برنامه چهارم سهم و جايگاه مهمي دارد. قرار بر اين بوده است که 5/2درصد از رشد توليد ناخالص ملي يا به عبارتي 2/31درصد اقتصاد کشور از محل بهرهوري و بدون سرمايهگذاري جديد تامين شود.
همين دو عدد ما را به اهميت بسيار بالا و تعيينکننده بهرهوري متوجه ميسازد ولي متاسفانه آنچه در عمل اتفاق افتاده است، بسيار متفاوت است. يعني سهم بهرهوري در رشد اقتصادي کشور بهجاي 5/2 درصد فقط 57صدم درصد است؟!و در مقايسه با ساير کشورها متوسط رشد بهرهوري کشورهاي جهان بالغ بر 5/4 برابر ميانگين رشد بهرهوري در ايران است؟! براساس گزارش رسمي سازمان بهرهوري آسيا (AOP) درمقايسه سهم بهرهوري در توليد ناخالص ملي چند کشور وضع کشورمان بسيار تاسفانگيز و نگرانکننده است؛ بهگونهاي که در اين مقايسه سهم بهرهوري در هند 42درصد، در چين 47درصد، در کرهجنوبي 43درصد، در ژاپن 53درصد، و در بنگلادش 46درصد توليد ناخالص ملي ميباشد، ولي سهم بهرهوري در ايران کمتر از 10درصد CNP است و اين يعني فاجعه؛ آن هم براي کشوري با موقعيت، امکانات، منابع، تاريخ و فرهنگي غني چون ايران! از آنجا که اين روند در ساليان گذشته با تفاوتهايي وجود داشته است، دستاندرکاران و طراحان برنامه چهارم را به چارهجويي جدي در خروج از اين وضعيت وا داشته و ارتقاي موقعيت و پيشبيني مهم قابل قبولي را در برنامه لحاظ نمودند. اما با کمال تاسف شاهد تداوم بيتوجهي و بيبرنامگيها در عمل در حوزه بهرهوري هستيم؛ بهگونهاي براساس تنها آمار رسمي منتشره در سال اول کمتر از يک چهارم تعهد برنامه رشد اقتصادي از مسير بهرهوري تامين گشته است؟!
سوال اين است که چرا توفيق نداشتهايم؟ چه عواملي موجب عقب ماندن کشور از ارتقاي سهم بهرهوري است؟ چه راهکارهايي پيش رو داريم؟
اصليترين عوامل و دلايل را ميتوان در ضعف فرهنگ کار و بهرهوري در جامعه، نبود يک برنامه و نداشتن روش شفاف براي ارتقاي بهرهوري از طرف دولت، نبود يک سازمان و تشکيلات توانمند و برخوردار از امکانات و اعتبارات لازم براي توسعه، آموزش و نظارت بر بهره وري، ضعف و بياعتقادي مديران به موضوع، سادهتر بودن اتکا به هزينه کردن و رفع مشکل با استفاده از منابع عمومي و اعتبارات ملي و مقولههاي مشابه ديگري را نيز ميتوان نام برد.
قطعا براي توفيق در بهرهوري بايد بهعنوان اولين گام به فرهنگسازي بپردازيم. يکي از آفتهاي درآمدهاي نفت که خرج کردن از ثروت ملي است، رشد مصرف و مصرفگرايي، افت کار و خلاقيت و تلاش و گرايش به سمت کارهاي کم زحمت و پردرآمد است. اين فرهنگ بايد به سمت فرهنگ تلاش، سازندگي، توليد، کارآفريني و توانمند شدن تغيير جهت دهد. مردم بايد در اين جهت بسيج شوند، اداره امور کشور براين اساس ساماندهي و هدايت شود، درآمدهاي عمومي و تسهيلات صندوق ذخيره ارزي صرفا به سمت و سوي گسترش زيرساختها و ظرفيتهاي توليدي جهت يابد و از آن نبايد به عنوان منبعي مفت و ارزان براي حل و فصل مشکلات جاري و ضعفهاي برنامهاي و مديريتي بهره گرفت. فرهنگ عمومي بايد به رفتارهاي هم جهت با بهرهوري تغيير و همراه شود.
بهعنوان يک ضرورت مهم، بهرهوري در سرلوحه آموزشهاي عمومي و رسانههاي کشور قرار گيرد.
دستگاهها و نهادهاي ذيربط همچون صدا و سيما، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامي، دانشگاهها و ساير وزارتخانهها بايد بهطور مشخص پاسخ دهند که چه اقداماتي و چه برنامههايي براي گسترش و ارتقاي فرهنگ بهرهوري داشتهاند؟ به چه ميزان برنامههاي توليدي مستند يا خبري در صدا و سيما در اين زمينه پخش گرديده است؟ با چه ميزان الگوهاي موفق بهرهوري را معرفي کردهاند؟ آموزش و پرورش در چه و به چه ميزان به اين مهم پرداخته است؟ چند درصد فارغالتحصيلان آموزش و پرورش يا حتي دانشگاهي ما با مفهوم بهرهوري آشنا هستند؟
گام دوم برنامه است، ما هنوز برنامه ملي براي بهرهوري نداريم. استراتژي و طرح جامع بهرهوري که گوياي همه نقشها و مسووليتها باشد، تنظيم و تدوين نگرديده است. سازمان مسوول بهرهوري در کشور بهجاي ارتقا و تقويت، محدود و ضعيف گشته است. در چنين شرايطي چه انتظاري ميتوان داشت که مديران کشور در سطوح مختلف در زمينه بهرهوري پاسخگو باشند؟ وقتي تقسيمکار نشده و مسووليتها روشن نگرديده است، طبيعتا هرکس در حد فهم و اعتقاد و اختيار خود بهموضوع ميپردازد و اگر نپردازد، بر او حرجي نيست.
و به عنوان گام سوم، دولت بايد براي فرهنگسازي، آموزش، شاخصسازي، ارزيابي، نظارت و ترويج شيوههاي موفق بهرهوري در کليه بخشهاي تابعه، صنعت، کشاورزي، آب، انرژي، خدمات و مسکن بودجه مستقل و قابل قبولي تامين و تخصيص دهد. چهطور ميشود موضوع به اهميت 31درصد رشد اقتصادي کشور از حداقل اعتبارات و امکانات برخوردار باشد؟ کدام فعاليت فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي را در کشور سراغ داريم که بدون سرمايهگذاري داراي پيشرفتهاي اصولي و گسترده باشد؟
هرچند که قائل هستيم که بخش عمده توسعه بهرهوري با استفاده از امکانات موجود و صرفا با تغيير جهتها و گرايشها در صدا و سيما و آموزش و پرورش و ساير نهادهاي فرهنگساز قابل دستيابي است، ولي بحث بر سر تامين حداقلها است.
گام چهارم مديريت و نگرش مديران است. بايد در عصري که توسعه دانايي و فنآوري و ارتقاي بهرهوري محور ارتقاي کشورها و جوامع در سطح و بنا است، مديراني بايد در امور اجرايي بهکار گمارده شوند که به اين امور باور و اعتقاد و در بهکارگيري فنون و شيوههاي آن تسلط داشته باشند. مديري که هيچ اطلاعي از اين مقوله نداشته باشد و در چگونگي اعمال مديريت خود و حتي در رفتارها و برنامههاي فردي خود بهرهور نميباشد، چگونه ميتواند يک سازمان بزرگ را با بهرهوري مطلوب يا قابل قبول اداره نمايد.
علاوهبر انتخاب مناسب مديران براساس اصول بهرهوري با پيشبيني برنامههاي آموزشي، خدمات مشاورهاي بايد به روز آمد کردن دانش و اطلاعات آنان همت گماشت تا بتوانند با استفاده از آخرين يافتهها و تکنيکهاي علمي روز در حوزه کاري خود بهرهوري را به حداکثر برسانند.
عليايحال اميد است به ميمنت سال نوآوري و شکوفايي و هم داستان با اين انديشه، شاهد توجهات اساسيتر در برداشتن گامهايي به مراتب موثرتر در ارتقاي بهرهوري و توسعه همه جانبه آن در همه ارکان کشور باشيم و باور داشته باشيم که تنها با استفاده از اين روشها است که ميتوان به دستيابي و تحقق اهداف برنامه بلندمدت چشمانداز اميدوار بود و به رتبه اول علمي، فنآوري و اقتصادي در بين کشورهاي منطقه نايل شد و در غير اين صورت همچون آنچه تاکنون رخ داده است، شاهد تداوم ناکاميها خواهيم بود.
اميد که اين گونه نباشد.
همين دو عدد ما را به اهميت بسيار بالا و تعيينکننده بهرهوري متوجه ميسازد ولي متاسفانه آنچه در عمل اتفاق افتاده است، بسيار متفاوت است. يعني سهم بهرهوري در رشد اقتصادي کشور بهجاي 5/2 درصد فقط 57صدم درصد است؟!و در مقايسه با ساير کشورها متوسط رشد بهرهوري کشورهاي جهان بالغ بر 5/4 برابر ميانگين رشد بهرهوري در ايران است؟! براساس گزارش رسمي سازمان بهرهوري آسيا (AOP) درمقايسه سهم بهرهوري در توليد ناخالص ملي چند کشور وضع کشورمان بسيار تاسفانگيز و نگرانکننده است؛ بهگونهاي که در اين مقايسه سهم بهرهوري در هند 42درصد، در چين 47درصد، در کرهجنوبي 43درصد، در ژاپن 53درصد، و در بنگلادش 46درصد توليد ناخالص ملي ميباشد، ولي سهم بهرهوري در ايران کمتر از 10درصد CNP است و اين يعني فاجعه؛ آن هم براي کشوري با موقعيت، امکانات، منابع، تاريخ و فرهنگي غني چون ايران! از آنجا که اين روند در ساليان گذشته با تفاوتهايي وجود داشته است، دستاندرکاران و طراحان برنامه چهارم را به چارهجويي جدي در خروج از اين وضعيت وا داشته و ارتقاي موقعيت و پيشبيني مهم قابل قبولي را در برنامه لحاظ نمودند. اما با کمال تاسف شاهد تداوم بيتوجهي و بيبرنامگيها در عمل در حوزه بهرهوري هستيم؛ بهگونهاي براساس تنها آمار رسمي منتشره در سال اول کمتر از يک چهارم تعهد برنامه رشد اقتصادي از مسير بهرهوري تامين گشته است؟!
سوال اين است که چرا توفيق نداشتهايم؟ چه عواملي موجب عقب ماندن کشور از ارتقاي سهم بهرهوري است؟ چه راهکارهايي پيش رو داريم؟
اصليترين عوامل و دلايل را ميتوان در ضعف فرهنگ کار و بهرهوري در جامعه، نبود يک برنامه و نداشتن روش شفاف براي ارتقاي بهرهوري از طرف دولت، نبود يک سازمان و تشکيلات توانمند و برخوردار از امکانات و اعتبارات لازم براي توسعه، آموزش و نظارت بر بهره وري، ضعف و بياعتقادي مديران به موضوع، سادهتر بودن اتکا به هزينه کردن و رفع مشکل با استفاده از منابع عمومي و اعتبارات ملي و مقولههاي مشابه ديگري را نيز ميتوان نام برد.
قطعا براي توفيق در بهرهوري بايد بهعنوان اولين گام به فرهنگسازي بپردازيم. يکي از آفتهاي درآمدهاي نفت که خرج کردن از ثروت ملي است، رشد مصرف و مصرفگرايي، افت کار و خلاقيت و تلاش و گرايش به سمت کارهاي کم زحمت و پردرآمد است. اين فرهنگ بايد به سمت فرهنگ تلاش، سازندگي، توليد، کارآفريني و توانمند شدن تغيير جهت دهد. مردم بايد در اين جهت بسيج شوند، اداره امور کشور براين اساس ساماندهي و هدايت شود، درآمدهاي عمومي و تسهيلات صندوق ذخيره ارزي صرفا به سمت و سوي گسترش زيرساختها و ظرفيتهاي توليدي جهت يابد و از آن نبايد به عنوان منبعي مفت و ارزان براي حل و فصل مشکلات جاري و ضعفهاي برنامهاي و مديريتي بهره گرفت. فرهنگ عمومي بايد به رفتارهاي هم جهت با بهرهوري تغيير و همراه شود.
بهعنوان يک ضرورت مهم، بهرهوري در سرلوحه آموزشهاي عمومي و رسانههاي کشور قرار گيرد.
دستگاهها و نهادهاي ذيربط همچون صدا و سيما، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامي، دانشگاهها و ساير وزارتخانهها بايد بهطور مشخص پاسخ دهند که چه اقداماتي و چه برنامههايي براي گسترش و ارتقاي فرهنگ بهرهوري داشتهاند؟ به چه ميزان برنامههاي توليدي مستند يا خبري در صدا و سيما در اين زمينه پخش گرديده است؟ با چه ميزان الگوهاي موفق بهرهوري را معرفي کردهاند؟ آموزش و پرورش در چه و به چه ميزان به اين مهم پرداخته است؟ چند درصد فارغالتحصيلان آموزش و پرورش يا حتي دانشگاهي ما با مفهوم بهرهوري آشنا هستند؟
گام دوم برنامه است، ما هنوز برنامه ملي براي بهرهوري نداريم. استراتژي و طرح جامع بهرهوري که گوياي همه نقشها و مسووليتها باشد، تنظيم و تدوين نگرديده است. سازمان مسوول بهرهوري در کشور بهجاي ارتقا و تقويت، محدود و ضعيف گشته است. در چنين شرايطي چه انتظاري ميتوان داشت که مديران کشور در سطوح مختلف در زمينه بهرهوري پاسخگو باشند؟ وقتي تقسيمکار نشده و مسووليتها روشن نگرديده است، طبيعتا هرکس در حد فهم و اعتقاد و اختيار خود بهموضوع ميپردازد و اگر نپردازد، بر او حرجي نيست.
و به عنوان گام سوم، دولت بايد براي فرهنگسازي، آموزش، شاخصسازي، ارزيابي، نظارت و ترويج شيوههاي موفق بهرهوري در کليه بخشهاي تابعه، صنعت، کشاورزي، آب، انرژي، خدمات و مسکن بودجه مستقل و قابل قبولي تامين و تخصيص دهد. چهطور ميشود موضوع به اهميت 31درصد رشد اقتصادي کشور از حداقل اعتبارات و امکانات برخوردار باشد؟ کدام فعاليت فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي را در کشور سراغ داريم که بدون سرمايهگذاري داراي پيشرفتهاي اصولي و گسترده باشد؟
هرچند که قائل هستيم که بخش عمده توسعه بهرهوري با استفاده از امکانات موجود و صرفا با تغيير جهتها و گرايشها در صدا و سيما و آموزش و پرورش و ساير نهادهاي فرهنگساز قابل دستيابي است، ولي بحث بر سر تامين حداقلها است.
گام چهارم مديريت و نگرش مديران است. بايد در عصري که توسعه دانايي و فنآوري و ارتقاي بهرهوري محور ارتقاي کشورها و جوامع در سطح و بنا است، مديراني بايد در امور اجرايي بهکار گمارده شوند که به اين امور باور و اعتقاد و در بهکارگيري فنون و شيوههاي آن تسلط داشته باشند. مديري که هيچ اطلاعي از اين مقوله نداشته باشد و در چگونگي اعمال مديريت خود و حتي در رفتارها و برنامههاي فردي خود بهرهور نميباشد، چگونه ميتواند يک سازمان بزرگ را با بهرهوري مطلوب يا قابل قبول اداره نمايد.
علاوهبر انتخاب مناسب مديران براساس اصول بهرهوري با پيشبيني برنامههاي آموزشي، خدمات مشاورهاي بايد به روز آمد کردن دانش و اطلاعات آنان همت گماشت تا بتوانند با استفاده از آخرين يافتهها و تکنيکهاي علمي روز در حوزه کاري خود بهرهوري را به حداکثر برسانند.
عليايحال اميد است به ميمنت سال نوآوري و شکوفايي و هم داستان با اين انديشه، شاهد توجهات اساسيتر در برداشتن گامهايي به مراتب موثرتر در ارتقاي بهرهوري و توسعه همه جانبه آن در همه ارکان کشور باشيم و باور داشته باشيم که تنها با استفاده از اين روشها است که ميتوان به دستيابي و تحقق اهداف برنامه بلندمدت چشمانداز اميدوار بود و به رتبه اول علمي، فنآوري و اقتصادي در بين کشورهاي منطقه نايل شد و در غير اين صورت همچون آنچه تاکنون رخ داده است، شاهد تداوم ناکاميها خواهيم بود.
اميد که اين گونه نباشد.
نویسنده : سيد حميد کلانتري » ساعت 5:12 عصر روز چهارشنبه 1 خرداد 1387