<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://kalantari.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">شهر خوبان</title>
	<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Thu, 21 Aug 2008 07:03:06 GMT</updated>
	<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>

	<openSearch:totalResults>15</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>15</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/618397.htm</id>
<updated>Fri, 15 Aug 2008 21:26:00 GMT</updated>
<title type="text">در جمع جنگلبانان</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;سه شنبه به دعوت برادر عزيز آقاي مهندس نصرتي به عنوان دبير جامعه جنگلباني در جمع بازنشستگان و پيش کسوتان اين جامعه شرکت کردم . جمع خوبي از همکاران اسبقم جمع بودند. &amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;جلسه را آقاي مهندس نصرتي مديريت مي کرد. ايشان در زمان حضورم در سازمان جنگلها و مراتع به عنوان معاون جنگلهاي شمال ارتقا يافت. از افراد مقبول و متخصص و با تجربه در اين رشته قبل از انقلاب دانشجوي منابع&amp;nbsp; طبيعي ساري و بعد فوق ليسانس خود را گرفته و تا کنون که بازنشست شد و بالغ بر سي سال در اين زمينه تلاش داشته و در ضمن اهل نصرآباد يزد هست . از روساي قبلي سازمان فقط من و آقاي مهندس فضيلتي بوديم. بحث ها و گفتگو ها بخشي به درد و دل هاي تخريب جنگل و منابع طبيعي بر مي گشت. برخي به کم توجهي به بازنشستگان و بخشي هم به انتظارات از جامعه جنگلباني و درخواست حمايت از سازمان جنگلها آقاي مهدي پور که در زمان ما رييس شوراي عالي جنگل بودند و حالا معاون سازمان محيط زيست ميزبان جمع در پارک زيبا و بزرگ پرديسان بودند.&lt;BR&gt;فرصت خوبي براي تجديد ديدار و آشنايي و احوالپرسي با کارشناسان و مديران قديمي سازمان بويژه عزيزاني چون استاد دکتر جزيره اي که بالغ بر 50 سال در خدمت اين بخش بوده است استاد برجسته جناب آقاي دکتر شامخي که در آن زمان مشاور فني سازمان بودندو از افراد برجسته اين رشته و دانشگاه تهران مي باشند. و دوستاني چون مهندس بهرامي مهندس مقدسي مهندس ابولحسن نيا مهندس عبدالله پور ، مهندس معين الدين ، مهدس آقازماني ، مهندس ميرصادقي ، مهندس صفاري مهندس کارگر مهندس عبدي نژاد و دوستان خوب ديگر که هريک نمايانگر ساالها تلاش و خدمت در عرصه منابع طبيعي بودند. در هر حال نقش سازمانهاي غير دولتي حفظ اين ارتباطات و سرمايه ها در جهت ارتقا سرمايه اجتماعي است.&lt;BR&gt;چند دقيقه اي در اين جمع صحبتي داشتم و بر بخشها و سياستهاي قبلي در زمينه خدمت فرهنگ سازي و ارتقا موقعيت منابع طبيعي ، توسعه مشارکت مردم، توجه به توان کارشناسي سازمان و ايجاد حساسيتو عزم ملي تاکيد کردم و از آقاي دکتر شريفي رييس محترم فعلي سازمان که در جمع حضور و محبت هم داشتند، درخواست حمايت از اين مجموعه را نمودم.&lt;BR&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/618397.htm" title="در جمع جنگلبانان" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/617934.htm</id>
<updated>Fri, 15 Aug 2008 11:48:00 GMT</updated>
<title type="text">يكي از  نيازهاي اساسي امروز کشور</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&amp;nbsp;بيل گيتس ثروتمندترين مرد دنيا مالک چيزهاي ملموس نيست، نه زمين دارد و نه طلا ، نه نفت و نه کارخانه ، نه ارتش و سپاهي . اين نخستين بار است در تاريخ بشر که ثروتنمدترين مرد دنيا فقط دانش دارد و بس.&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;از جمله نيازهاي اساسي امروز کشور تلاش در جهت سرمايه گذاري کارآفريني و توليد ثروت است ، بايد شرايط تحقق اين فضا را بدانيم. بايد قاعده بازي را بدانيم تا کشور خود رابسازيم و ريشه هاي فقر و ناداني را بخشکانيم و از نعمات الهي بويژه زمان و فرصتهاي در اختيار به شايستگي استفاده نماييم و آنها را هدر ندهيم.&lt;BR&gt;با اين نگاه شما را به مطالعه کتاب ثروت آفرينان نوشته &quot; لستر تارو&quot; از انتشارات &quot;فرا&quot; جلب مي نمايم. &lt;BR&gt;گزيده هايي از رو و پشت جلد کتاب :&lt;BR&gt;1-&amp;nbsp;کشوري که زير سلظه ترسوها باشد ثروتمند نمي شود . کشوري ثروتمند مي شود که راه را بر شکوفايي کاشفان و نوانديشان خود بگشايد.&lt;BR&gt;2-&amp;nbsp;پايه هاي قديم کاميابي فرو ريخته است. در تمام طول تاريخ منشا کاميابي، دستيابي به منابع طبيعي مانند زمين،&amp;nbsp;طلا و نفت بوده است. ناگهان ورق برگشته و دانش به جاي آن نشسته است.&lt;BR&gt;3-&amp;nbsp;بيل گيتس ثروتمندترين مرد دنيا مالک چيزهاي ملموس نيست، نه زمين دارد و نه طلا ، نه نفت و نه کارخانه ، نه ارتش و سپاهي . اين نخستين بار است در تاريخ بشر که ثروتنمدترين مرد دنيا فقط دانش دارد و بس.&lt;BR&gt;4-&amp;nbsp;سومين انقلاب صنعتي دارد عناصر سازنده هرم ثروت را به ترتيبي جديد از نو مي چيند. کسي به درستي نمي داند که قاعده بازي چيست .برندگان کساني خواهد بود که ماهيت هرم ثروت را در اقتصادي متکي به دانش زودتر در يابند.&lt;BR&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/617934.htm" title="يكي از  نيازهاي اساسي امروز کشور" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/617875.htm</id>
<updated>Fri, 15 Aug 2008 09:06:00 GMT</updated>
<title type="text">او منتظر ماست</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;الهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر.....&lt;BR&gt;باور اعتقاد به ظهور منجي و دادگستر جهاني و برپاکننده عدل و قسط و پايان بخش ظلم و جور که با قيامش همه ناکاميها از ميان خواهد رفت ، ناروايي باقي نمي ماند ، ظلمي بر مظلومي روا نخواهد شد ، حقي پايمال نخواهد گشت ، استعدادهاي زمين و انديشه هاي انسانها به سرحد شکوفايي و کمال خواهد رسيد بذر اميديست در دل همه جويندگان حق و حقيقت و پويندگان راه کمال و تعالي و به قول انديشمند انقلابي دکتر شريعتي بدانيم که او منتظر ماست و ما منتظر او .در انتظار ماست تا رخ بنمايد ، ظهور او بسته به آمادگي ماست ، او در انتظار شايستگي ماست ، بدانيم تا خود را شايسته و آماده ديدار و همراهي و پيروي اش نسازيم درک ظهورش را نخواهيم داشت . واي بر ما اگر عرض ارادتهايمان زباني و ريايي و براي برخورداريها و کامجوييهاي بيشتر از منافع و مناصب مادي باشد و انتظار و عشق به آن دردانه هستي را ابزاري براي مطامع شخصي خويش سازيم . بياييم صادقانه ، انديشه و رفتار خود را با او همراستا سازيم تا از منتظرانش محسوب شويم.&lt;BR&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/617875.htm" title="او منتظر ماست" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/605156.htm</id>
<updated>Sat, 02 Aug 2008 18:25:00 GMT</updated>
<title type="text">نماينده محترم ولي فقيه و امام جمعه يزد</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي صدوقي&amp;nbsp;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام عليکم&lt;BR&gt;درگذشت والده مکرمه حضرت عالي و همسر والا مقام سومين شهيد محراب حضرت آيه الله صدوقي که پس از سالها رنج و تعب به ديدار معبود شتافت را تسليت و تعزيت عرض مي نمايم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;براي آن سعيده غفران و رحمت واسعه الهي را براي جنابعالي و ديگر بازماندگان محترم اجر و صبر وافر مسئلت دارم.&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/605156.htm" title="نماينده محترم ولي فقيه و امام جمعه يزد" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/604213.htm</id>
<updated>Fri, 01 Aug 2008 19:28:00 GMT</updated>
<title type="text">چگونه زندگي کنيم؟</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;meta http-equiv=&quot;Content-Type&quot; content=&quot;text/html; charset=utf-8&quot;&gt;&lt;meta name=&quot;ProgId&quot; content=&quot;Word.Document&quot;&gt;&lt;meta name=&quot;Generator&quot; content=&quot;Microsoft Word 9&quot;&gt;&lt;meta name=&quot;Originator&quot; content=&quot;Microsoft Word 9&quot;&gt;&lt;link rel=&quot;File-List&quot; href=&quot;file:///C:/DOCUME%7E1/KALANT%7E1/LOCALS%7E1/Temp/msoclip1/01/clip_filelist.xml&quot;&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:DoNotOptimizeForBrowser/&gt;
 &lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt;
&lt;!--
 /* Font Definitions */
@font-face
	{font-family:Tahoma;
	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;}
 /* Style Definitions */
p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0cm;
	margin-bottom:.0001pt;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-bidi-language:AR-SA;}
@page Section1
	{size:612.0pt 792.0pt;
	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;
	mso-header-margin:36.0pt;
	mso-footer-margin:36.0pt;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
&lt;/style&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;text-align: right;&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-family: Tahoma;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;به بهانه مبعث رسول گرامي اسلام
(ص) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;text-align: right;&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-family: Tahoma;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;از آنجا که امروز با نزول اولين
آيات قران بر پيامبر اکرم (ص) اسلام تولد يافت ، نکته اي به نظرم رسيد که مورد
توجه قرار گيرد و آن نوع نگاه به زندگي است در يک تقسيم بندي کلي مي توانيم دو نوع
نگاه به زندگي را مشاهده کنيم ، يکي زندگي هدفمند و ديگري زندگي بر اساس پيشامدها
يا روزمرگي ها&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;text-align: right;&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-family: Tahoma;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;زندگي هدفمند ، زندگي برخاسته از يک جهان بيني مشخص ، تفکر روشن
،ايدئولوژي و چهار چوب فکري شناخته شده است . اما زندگي روزمره ،بهترين مشخصه اش
زندگي براي زندگي است.، که تنظيم برنامه مشخصي ندارد ، هرچه پيش امد خوش آمد اين
زندگي عمدتا تحت تاثير محيط ، جو ، شرايط و خواست ديگران هدايت مي شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;text-align: right;&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-family: Tahoma;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;انسانهاي موفق و برجسته تقريبا
برخوردار از زندگي هدفمند و ايدئولوژيک بوده اند ، فارغ از نوع ايدئولوژي و چگونگي
انتخاب هدف ، انسانهايي که در طول تاريخ و در جوامع مختلف تاثير گذار بوده اند، در
اين ويژگي که انسانهاي باري به هر جهت نبوده اند ، و يا کار نمي کردند براي خوردن
و بخورند براي کار کردن ، بخوانند براي کار پيدا کردن و کار پيدا کنند تا زندگي و
خانواده اي داشته باشند و به هر مصيبتي شده است و تحت هر شرايطي زندگي را به سر
برسانند و روز را شب و شب را به روز برسانند هرچند که ممکن است براي اين نوع زندگي
هم هدفگذاريهايي وجود داشته باشد ولي در چارچوبهاي متعارف و تکراري براي برخورداري
بيشتر و براي راحت تر زيستن و نه مفيدتر بودن و موثر تر بودن &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;text-align: right;&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-family: Tahoma;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;در يک جمله دعوت پيامبر (ص)،
دعوت به زندگي هدفمند ، جهت دار و مبتني بر جهان بيني توحيدي و حرکت به سوي کمال و
جانشيني خدا بر زمين و خداگونه شدن است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;text-align: right;&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-family: Tahoma;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;اگر ما زندگي و راه و رسم پيامبر
خدا را الگوي خود قرار داديم و در زمان خود يک تعريفي روشن از يک زندگي مبتني بر
انديشه اسلامي و يک زندگي خداپسندانه داشته باشيم و کليه فعاليتها ، انتخابها و
اقدامات و اعمال و رفتار خود را بر اساس آن تنظيم نموديم ، مي توانيم از دوران
حيات محدود و زودگذر خود استفاده اي شايسته و ارزشمند داشته باشيم و البته بايد
بدانيم جهت گيري چنين انتخابي بايد استفاده حداکثري از زمان محدود و با روندي
رو&lt;span style=&quot;&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;به رشد و تعالي باشد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;text-align: right;&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-family: Tahoma;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;در جا زدن ، يکساني بي تفاوتي ،
اتلاف منابع و امکانات و فرصتها در زندگي هدفمند جايي ندارد ، زندگي و سيره پيامبر
سرشار از چنين نگاه و رفتاري است و هر لحظه و گامش براي يکايک انسانهاي مومن و معتقد
الگويي شايسته است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt; font-family: Tahoma;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 12pt; font-family: Tahoma;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/604213.htm" title="چگونه زندگي کنيم؟" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/588512.htm</id>
<updated>Sat, 19 Jul 2008 12:44:00 GMT</updated>
<title type="text">آيا علي الگوي ماست؟</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;علي مظهر صداقت و راستي بود. هرگز به امتش دروغ نگفت. براي ماندن و پذيرفتن قدرت نيز حتي به دروغي مصلحتي تن درنداد. 25 سال خانه نشيني را در سخت ترين شرايط براي نگفتن يك دروغ و برقراري نظامي مبتني بر حق و درستي پذيرفت. چرا که علي واقعا اصولگرا بود و حکومتش حکومتي ارزشي . آيا جز اين است که از اين ملاکها فرسنگها فاصله داريم؟ جز اين است که براي حفظ موقعيت خود و براي مقابله با رقيب ، براي چند روز بيشتر ماندن، حاضريم به هر حق و ناحقي تمسک بجوييم؟&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ايام ميلاد سراسر خير و برکت مولا علي (ع) است. افتخار اين ملت و مردم اينستکه بيشترين سهم و نقش را در زنده نگه داشتن ياد و خاطره و انديشه علي داشته است. اين ملت افتخار دارد که بالاترين شيعه علي را در خود جاي داده است. و ايران کشور علي ابن ابيطالب است.&lt;BR&gt;هدف جمهوري اسلامي ايران تلاش در راستاي استقرار يک نظام مردمي ، الهي ، عادلانه و علوي بوده است. به نظر مي رسد گذشت 30 سال فرصت مناسبي است که با معيار علي (ع) و انديشه و رفتار و منش علي (ع) خود را بسنجيم و ارزيابي نماييم.&lt;BR&gt;علي همه وجودش اخلاص بود. همه چيز را براي خدا مي خواست و کمترين تظاهر، ريا، کبر و نخوت در وجودش نبود. علي در بالاترين مقام و موقعيت چون رعيتي مي زيست و چون کارگري کار مي کرد. ما چگونه ايم؟ کارگزاران ما چگونه اند؟ چه قدر و چه ميزان براي خدا و چقدر ريا و خودنمايي؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علي با مردم بود و براي مردم و خود را وقف مردم ساخته بود. رنج آنان را رنج خود مي‌دانست. نيازمندان را بر خود ترجيح مي داد، براي خود و خانواده اش امتيازي قائل نبود. تجاوز به حقوق مردم ولو يک زن يهودي را روا نمي دانست و بر عوامل حکومتش فرياد مي زد. آيا ما نيز چنين هستيم؟ آيا در اين مسير در حرکتيم يا در مسير مقابل و دور شدن از معيارها؟&lt;BR&gt;علي فرياد و آرمانش عدالت بود . خود و ديگران را در مقابل عدالت يکسان مي نگريست . ترجيحي براي خود ، برادر و فرزندانش در برخورداري از امکانات قائل نبود. علي مظهر عدل و انظباط بود. علي امانتدار و حافظ حقوق مردم بود. علي بر دشمن و قاتل خويش نيز جز عدل نمي خواست. ما چطور؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علي در محکمه و پذيرش قضاوت قاضي، از حق مسلم و حتمي خود گذشت و بر او تاخت که چرا به نفع مدعي مسيحيش راي داده است و آن مدعي با مشاهده اين صحنه آغوش به اسلام مي گشايد. آيا ما نيز با قاضيان نظام اين گونه برخورد مي نماييم؟&lt;BR&gt;آيا همه مردم، گروهها و گرايشهاي مختلف در برابر قانون مساويند و حقوقشان رعايت مي شود؟ يا به راحتي و با عناوين مختلف آنان که با ما نيستند، طرد و حذف مي شوند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علي در واگذاري مسئوليتها و نصب مقامها تنها ملاکش شايستگي و لياقت بود ، حرکت در مسير حق و عدل بود. در مرام علي قوم و فاميل و جناح و باند جايي نداشت. ملاک علي در انتخاب مديرانش صلاحيت ، تقوا و توانايي بود. در اين عرصه خود را چگونه مي سنجيم؟ آيا در نظام کشور علي هم اساس در عزل و نصبها، شايستگيها و توانمندي هاست؟ آيا پستها با رعايت حق و عدل اشغال شده اند يا وضع به گونه اي ديگر است؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علي مظهر صداقت و راستي بود. هرگز به امتش دروغ نگفت. براي ماندن و پذيرفتن قدرت نيز حتي به دروغي مصلحتي تن درنداد. 25 سال خانه نشيني را در سخت ترين شرايط براي نگفتن يك دروغ و برقراري نظامي مبتني بر حق و درستي پذيرفت. چرا که علي واقعا اصولگرا بود و حکومتش حکومتي ارزشي . آيا جز اين است که از اين ملاکها فرسنگها فاصله داريم؟ جز اين است که براي حفظ موقعيت خود و براي مقابله با رقيب ، براي چند روز بيشتر ماندن، حاضريم به هر حق و ناحقي تمسک بجوييم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علي اهل تجمل و تشريفات نبود. دلبسته مال و منال و زيبايي نبود . از قدرت و موقعيتش براي برخورداري بيشتر خود يا خانواده اش سود نجست. از بيت المال و امکانات در اختيارش به هيچ کس از ياران و نزديکان اجازه برداشتي بدون ضابطه نداد. خوبست در اين ويژگي نيز به سنجش خود بپردازيم. قضاوت مردم در رابطه با کارگزاران و دولتمردان خود چيست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بياييم در روز ميلادش ، صادقانه تر و خالصانه تر با علي (ع) و راه و منش و انديشه علي (ع) تجديد عهد نماييم و در راه و روش و رفتار خود خاصه در صورتي که صاحب منصب و مقامي هستيم ، بازنگري نماييم . بدانيم و باور نماييم که حاصل زندگي علي ( ع) پيروزي و رستگاري واقعي بود است . توجه نماييم آنکه چون علي بيانديشد و همچون او عمل نمايد و بر اين سيره و روش اصرار ورزد ، رستگار در دو دنيا خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در چنين حالتي است که مردم با علاقمندي به اين راه و به اين نظام و آيين مي گروند. نصرت الهي بر اين جامعه نازل و مردم گروه گروه به راه و خواست و آيين الهي وارد مي شوند . البته باور داريم همانگونه که علي (ع) خود گفته است، ما نمي توانيم چون او باشيم ولي مي توانيم در آن مسير گام برداريم و البته اذعان داريم که امروز هم در جاي جاي نظام و کارگزاران جمهوري اسلامي ، در گوشه و کنار ، افراد مخلص و گمنامي يافت مي شوند که با عشق و علاقه و بدور از ريا و تظاهر در خدمت اسلام و مردم و در تداوم راه امام و شهيدان ، ايثارگرانه به تلاش ادامه مي دهند . و آنچه که تا کنون اين مجموعه را علي رغم کاستيها و ضعفها برپا استوار داشته است وجود چنين عزيزاني است، که انشاءالله به نحوي شايسته توسعه يابند. &lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/588512.htm" title="آيا علي الگوي ماست؟" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/560613.htm</id>
<updated>Wed, 25 Jun 2008 10:44:00 GMT</updated>
<title type="text">بايد مردم را آزاد بگذاريم</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;در اسلام حتي در پذيرفتن دين نبايد اجبار باشد&lt;BR&gt;همايش «دولت، نظام اداري و چشم‌انداز» چهارشنبه 29 خرداد برگزار شد.&lt;BR&gt;اين همايش كه دبيري آن بر عهده اينجانب بود و به همت كميته مديريت و نظام اداري مجمع تشخيص برگزار شد، با سخنراني آقاي هاشمي آغاز شد كه نكات جالب و مهمي نيز در صحبت خود مورد اشاره قرار دادند. از جمله اين‌كه در اسلام انسان‌ها آزادند و نبايد بنده و برده باشند، نبايد تحت سلطه و اجبار قرار گيرند. در جمهوري اسلامي و قانون اساسي ما نيز اين آزادي و حق رأي و انتخاب تأكيد زيادي شده است. &lt;BR&gt;ايشان با تأكيد بر اين‌كه بايد دست مردم را باز بگذاريم و در كسب و كار آنها بتوانند آزادانه عمل كنند، اضافه كرد كه قانون اساسي ما ظرفيت بالايي دارد و اگر همين قانون را كامل اجرا كنيم، يكي از موفقترين كشورهاي منطقه خواهيم بود.&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;BR&gt;بخش ديگر همايش بعد از صحبت آقاي دكتر رضايي كه بيشتر به چشم‌انداز و ابعاد آن پرداخت، سخنراني پروفسور «هريسون»، استاد برجسته هاروارد و از صاحبنظران شناخته‌شده جهان در زمينه فرهنگ و توسعه از طريق ويدئوكنفرانس بود.&lt;BR&gt;واقعا اين بخش از برنامه خيلي روان، طبيعي و قوي انجام شد. ضمن اين‌كه مطالب ايشان خيلي خوب و دقيق ترجمه مي‌شد، فرصت بسيار مناسبي هم براي طرح سؤالات حضار فراهم بود. اجمالا آنچه مورد تأكيد ايشان بود، توجه به نقش و جايگاه فرهنگ در پيشرفت و تحول اقتصادي كشور بود. او با ذكر مثال‌ها و نمونه‌هاي متعدد تأكيد داشت كه اگر در هر جامعه‌اي مسئولان و مقامات يكپارچه و هماهنگ به فرهنگ توسعه بپردازند و مردم را با جريان توسعه همساز و همراه كنند و انگيزه‌هاي آنها را به اين سمت و سو هدايت نمايند، موانع سريعتر برطرف شده و مسير براي دستيابي به هدف، سهلتر و روانتر خواهد بود.&lt;BR&gt;بعدازظهر همايش در چهار نشست تخصصي با حدود ده سخنراني و بحث و گفت‌وگو جمعي به كار خود ادامه داد كه مشروح آن در سايت مجمع تشخيص آمده است.&lt;BR&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/560613.htm" title="بايد مردم را آزاد بگذاريم" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/560593.htm</id>
<updated>Wed, 25 Jun 2008 10:17:00 GMT</updated>
<title type="text">و لا تنازعوا فتفشلوا ...</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;BR&gt;يکي از مشکلات وبلاگ نويسي رعايت نظم و استمرار در تهيه و درج مطلب آنهم مطالب مفيدي که رضايت خوانندگان را تامين کند و اين موضوع آنقدر رعايت شود که به صورت يک عادت در آيد . حال به يک ديدگاه مثبت و قابل تقدير اشاره مي کنم .&lt;BR&gt;جلسه شوراي دبيران و مديران دبيرخانه مجمع در هفته گذشته برقرار بود . دکتر محسن رضايي که تازه از سفر عربستان همراه با آقاي هاشمي رياست محترم مجمع برگشته بود ضمن اشاره به پاره اي آثار معنوي و روحي اين سفر اضافه نمود که در اين سفر آقاي هاشمي را خيلي خوب و در سطح يک رئيس جمهور برجسته تحويل گرفتند و ايشان نيز از اين فرصت حداکثر بهره برداري بويژه در طرح ديدگاههاي خود در زمينه تقريب مذاهب و همگرايي در جهان اسلام نمودند و در ادامه آقاي رضايي به اين نکته پرداخت که چقدر رفتار نادرستي است که چنين شخصيتهايي مورد بي مهري قرار گيرند و اين بحث را بازتر کرد که آيا بهتر نيست که نظام از ظرفيت شخصيتهاي خود مثل آقاي هاشمي ، آقاي خاتمي ، آقاي ناطق و آقاي کروبي که داراي وجهه بين المللي هستنند با نظر و نگاه وسيعتر استفاده نمايد و به جاي طرد و بي توجهي و تخريب با محبت و احترام از توان فکر و همراهي آنان استفاده نماييم . قطعا اين رويه بهتر و با ديدگاههاي اسلام و امام نزديکتر است ....... و در پايان به اين آيه اشاره نمود که و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحکم .....&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/560593.htm" title="و لا تنازعوا فتفشلوا ..." type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/546461.htm</id>
<updated>Fri, 13 Jun 2008 09:21:00 GMT</updated>
<title type="text">جناب آقاي مهندس تابش</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;با نهايت تاسف و تاثر درگذشت ناگهاني همسر گراميتان را تسليت عرض نموده براي ايشان علو درجات و براي شما صبر و شكيبايي از درگاه ايزدمنان خواستاريم.&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/546461.htm" title="جناب آقاي مهندس تابش" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/541773.htm</id>
<updated>Mon, 09 Jun 2008 19:32:00 GMT</updated>
<title type="text">ياد امام، راه امام، ارزيابي آرمان‌هاي امام</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;ايام سالگرد امام راحل و قيام پانزده خرداد که با ايام سوگواري فاطميه همزمان شده بود، پايان يافت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امسال صداوسيما برنامه‌هاي جالبتر و جديدتري در احيا و معرفي ياد و خاطره و انديشه‌هاي اين بزرگمرد تاريخ اسلام و ايران تدارک ديده بود؛ به ويژه آنچه که با استفاده از آرشيو اخبار در خبر شبکه يک در انعکاس مهمترين وقايع پخش کرد، هر چند که در پاره‌اي از برنامه‌ها، سوژه‌ها کاملا جهت‌دار و گزينشي انتخاب يا حذف شده بودند، ولي به عنوان يک اقدام ابتکاري قابل تحسين و تقدير بود.&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;البته نقدي هم که بر ديگر برنامه‌ها بود، حجم گسترده و بالاي عزاداري‌هاي مرتبط با امام و حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ بود که تقريبا در بيشتر شبکه‌ها و نوعا شبيه يکديگر اکثر شبکه‌ها در طول يک هفته در پوشش خود قرار داده بود که به نظر مي‌رسد برخوردهاي حجمي اين‌چنيني با فعاليت‌هاي فرهنگي، اعتقادي و ارزشي که بيشتر از ظرفيت و تقاضاي جامعه باشد، گاه جنبه منفي و اثربخشي معکوس به همراه خواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;اما نکته‌اي که از مجموعه اين برنامه‌ها و بزرگداشت‌ها و يادآوري‌ها بايد همه ما و دوستداران امام و نظام اسلامي را -که اصلي‌ترين دستاورد و يادگار او و شهيدان عزير است- متذکر سازد، توجه به آرمان‌ها و اهداف بلند و تاريخ‌ساز او و هشدار به خود و همه دست‌اندرکاران و بزرگان و مؤثرين انقلاب است که با حساسيت و توجه فراوان از راه و منش و انديشه و اهداف آن امام بزرگ که نقطه عطفي مهم در تاريخ انقلاب‌هاي آزاديبخش جهان، در حيات و نشاط جوامع اسلامي و اعتلاي ايران و اسلام بود، پاسداري نماييم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مباد که اين پديده بي‌بديل مورد غفلت و نسيان قرار گيرد، مبادا اهداف بلند او در استقلال ايران، در استقرار آزادي و جمهوري اسلامي در اين مرز و بوم، در رفع فقر و تبعيض و بي‌عدالتي، در سامان‌يابي و پيشرفت کشور، در اعتلاي ارزش‌هاي اخلاقي و اعتقادي، به فراموشي و بي‌توجهي سپرده شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;شايد يکي از مهمترين رسالت‌هاي تلاشگران ستاد سالگرد امام و سازمان‌هاي وابسته، سنجش اين مهم و معرفي و اعلام آن به جامعه است که چقدر و به چه ميزان و در چه شاخص‌ها و زمينه‌هايي به اهداف و آرمان‌هاي امام و شهيدان رسيده يا نزديک شده‌ايم؟ از کلي‌گويي‌ها و تعريف و تمجيدهاي متعارف رسانه‌اي پرهيز و به ارايه اطلاعات واقعي،‌ مستند و مبتني بر تحليل‌هاي علمي و کارشناسانه بپردازيم. در اين صورت است که برنامه‌هاي بزرگداشت و توليدات فرهنگي و هنري و تشکيل نشست‌ها و برگزاري مجالس و محافل موضوعيت مي‌يابند و اثربخش و سازنده و هدايتگر خواهند بود.&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/541773.htm" title="ياد امام، راه امام، ارزيابي آرمان‌هاي امام" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/539763.htm</id>
<updated>Sat, 07 Jun 2008 19:32:00 GMT</updated>
<title type="text">تجلي آرمان و انديشه زهرا(س)</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;امروز سالروز شهادت بانوي بزرگ اسلام و بهانه خلقت، مادر و دختر پيامبر گرامي اسلام(ص)، همسر و همراه اولين امام شيعه، حضرت مولي الموحدين علي(ع) و مادر سيدان جوانان بهشت جاودان الهي و 9 امام همام ديگر و سرور زنان جهان است. همراه با تسليت اين مصيبت بزرگ، همه عزيزان را به مطالعه خطبه مشهور آن حضرت كه تجلي آرمان و انديشه او در دفاع از آيين پيامبر(ص) و ولايت و امامت همسر و نشانگر عمق انديشه و ژرف‌انديشي آن بانوي بزرگ است، توصيه مي‌نمايم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين متن ترجمه جناب سيد مهدي شجاعي از اين خطبه است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;سپاس خداى را بر آنچه انعام فرموده و شكر هم او را بر آنچه الهام نموده و ثنا و ستايش بر آنچه از پيش ارزانى داشته. &lt;BR&gt;حمد به خاطر همه نعمت ها و مواهب و هدايايى كه پيوسته بشر را احاطه كرده و پياپى از سوى او بر انسان نازل شده. &lt;BR&gt;شماره آنها از حوصله عدد بيرون است و مرزهاى آن از حد جبران و پاداش فراتر و دامنه آن تا ابد از حيطه اداراك بشر گسترده تر. &lt;BR&gt;مردمان را ندا داد تا با شكر استمرار و ازدياد نعمت را طلب كنند. و ستايش خلايق را با افزايش نعم خويش بر انگيخت و دعا را وسيله افزونى نعمت ها قرار داد. و شهادت مى دهم كه «لا اله الا الله» خدايى كه هيچ شريكى برايش متصور نيست. &lt;BR&gt;كلمه اى كه تاويل آن اخلاص است و دلها به آن گره خورده است و انديشه ها از آن روشنى يافته است. &lt;BR&gt;خدايى كه چشم ها را توان ديدن او نيست و زبان ها را قدرت وصف او نه. &lt;BR&gt;خدايى كه بال وهم و انديشه و خيال، تا اوج درك ذاتش نمى رسد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اشياء را آفريد بى آنكه پيش از آن چيزى موجود باشد و آنها را با قدرت و مشيتش بى هيچ قالب و مثالى تكوين فرمود، بى آنكه به خلقت آن محتاج باشد، يا در آن فايدتى بجويد، مگر تثبيت حكمتش و هشيار كردن خلايق بر طاعتش و اظهار قدرتش و رهنمايى مردم به عبوديتش و عزت بخشيدن به دعوتش. &lt;BR&gt;سپس ثواب را در مقابل طاعت و عقاب را در برابر معصيت قرار داد تا بندگان از خشم و انتقام و عذابش به سوى جنات رحمتش شتاب بگيرند. و شهادت مى دهم كه پدرم محمد، بنده و رسول خداست. و خداوند او را انتخاب كرد پيش از آنكه به سوى مردم گسيل دارد و نامزد رسالتش كرد پيش از آنكه او را بيافريند و او را برگزيد و برترى بخشيد، پيش از آنكه مبعوثش كند. و آن هنگام كه بندگان در عالم غيب پنهان بودند و در سرحد عدم و در هاله اى از ترس و وحشت و ظلمات سير مى كردند. &lt;BR&gt;از آنجا كه خداوند علم و احاطه و معرفت به عواقب امور و حوادث روزگار و منزلگاه مقدرات داشت، او را برانگيخت تا كار خدايى خويش را به اتمام رساند و حكم قطعى خويش را امضا كند و مقدرات حتمى اش را نفوذ بخشد. &lt;BR&gt;پس محمد رسول خدا با امتهايى مواجه شد، فرقه فرقه شده در مقابل آئين ها و زانو زده در مقابل آتش ها و فروافتاده در مقابل بت ها و گرفتار آمده در دام انكار خدا. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس خداى تعالى با محمد تاريكى ها را روشن كرد و تيرگيهاى ابهام را از دلها زدود و ابرهاى سياه را از مقابل ديده ها كنار زد. &lt;BR&gt;پيامبر كمر به هدايت مردم بست و آنها را از گمراهى نجات بخشيد و نور بصيرت بر چشمهاى تاريكشان پاشيد و آنها را به سوى دين محكم و استوار سوق داد و به صراط مستقيم فراخواند. تا اينكه خداوند او را به اختيار و رغبت و ايثار او و با دست رافت خويش به سوى خود برد. &lt;BR&gt;پس محمد (ص) اكنون از شر اين دنيا در آسايش است و گرد او را فرشتگان نيكوكار فراگرفته اند و خشنودى پروردگار غفار بر او سايه افكنده و همجوارى خداوند جبار نصيبش گرديده. &lt;BR&gt;درود خدا بر پدرم، پيامبر او و امين وحى او و برگزيده او و منتخب و مرضى او. و سلام و رحمت و بركت خدا بر او. &lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #ff0000&quot;&gt;***&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;شما اى بندگان خدا! &lt;BR&gt;مرجع و نگاهبان و پرچمدار امر و نهى خداونديد و حاملان دين او و وحى او و امناء خداونديد بر خويشتن و مبلغان اوئيد به سوى امت ها. &lt;BR&gt;زمامدار حق اكنون در ميان شماست با پيمانى كه از پيش با شما بسته است. &lt;BR&gt;يادگارى كه براى شما باقى گذاشته است، كتاب ناطق خداست و قرآن صادق و نور فروزان و شعاع درخشان. &lt;BR&gt;كتابى كه حجت هاى آن روشن است، بواطن آن آشكار، ظواهر آن متجلى و پيروان آن مفتخر و مورد غبطه اقوام ديگر. &lt;BR&gt;كتابى كه تبعيت از آن، انسان را به سوى رضوان سوق مى دهد و گوش جان سپردن به آن، نجات را به ارمغان مى آورد و حجت هاى نورانى خداوند بواسطه آن شناخته مى شود. &lt;BR&gt;تفسير فرايض و واجبات و حدود محرمات و روشنايى بينات و كفايت براهين و استدلالات و فضائل و محسنات و رخصت ها و موهبت ها و اختيارات و شرايع و مكتوبات، همه و همه به واسطه قرآن شناخته مى شود. و خداوند ايمان را آفريد براى تطهير شما از شرك. و نماز را آفريد براى تنزيه شما از كبر. و زكات را براى تزكيه جان شما و افزايش روزى شما. و روزه را براى تثبيت اخلاص شما. و حج را براى پايدارى دين شما. و عدل را براى تنظيم قلب هاى شما. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اطاعت و امامت ما را بر شما واجب كرد براى نظام يافتن ملت و در امان ماندن از تفرقه. و جهاد را وسيله عزت اسلام قرار داد و صبر را وسيله اى براى جلب پاداش حق. مصلحت عامه را در گروى امر به معروف قرار داد و نيكى بر پدر و مادر را سپرى ساخت براى محافظت از آتش قهر خودش و پيوند خويشان را وسيله افزايش جمعيت و قدرت ساخت و قصاص را وسيله حفظ خونها و وفاء به نذر را موجب آمرزش و رعايت موازين در خريد و فروش را براى از ميان رفتن كم فروشى و نهى از شرابخوارى را براى دورى از پليدى ها و پرهيز از تهمت ناروا را حجابى در برابر غضب خداوند و ترك سرقت را وسيله اى براى ورود به وادى عفت قرار داد. و شرك را حرام كرد تا خدا پرستى جامه اخلاص بپوشد. &lt;BR&gt;پس تقواى خدا پيشه كنيد آنچنانكه شايسته است و جز در لباس اسلام نميريد. و فرمانبردار خدا باشيد در آنچه امر فرموده و از آنچه نهى كرده كه همانا بندگان انديشمند خدا به مقام خشيت او نائل مى شوند. &lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #ff0000&quot;&gt;***&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;اَيُّها النّاس! اِعْلَموُا اَنّى فاطِمَةٌ وَ اَبى مُحَّمَد.« هان اى مردم! بدانيد كه من فاطمه ام و پدرم محمد است. »&lt;BR&gt;حرف اول و آخرم يكى است. &lt;BR&gt;نه غلط در گفتارم جا دارد و نه خطا در كردارم راه. &lt;BR&gt;پيامبرى از خود شما به ميان شما آمد كه رنجهاى شما بر او گردن بود و به هدايت شما حرص مى ورزيد و با مومنان رافت و مهربانى داشت. &lt;BR&gt;اگر بخواهيد او را بشناسيد، مى بينيد كه پدر من بوده است نه پدر زنان شما و برادر پسر عموى (شوى) من بوده است نه برادر مردان شما. و راستى كه چه خوب نسبتى است اين نسبت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس او رسالت خود را به انجام رسانيد و با انذار آغاز كرد، از پرتگاه مشركان رو بر تافت، شمشير بر فرق آنان نواخت، گردن هايشان را گرفت، گلوگاهشان را فشرد و با بهترين زبان، زبان موعظه و حكمت، آنان را به سوى خدا دعوت كرد. &lt;BR&gt;آنقدر بت شكست و آنقدر پشت افكار آنان را به خاك ماليد كه تا جمعشان از هم پاشيد و هزيمت تنها گريزگاهشان شد. &lt;BR&gt;شب گريخت و صبح مجال ظهور يافت و حق جلوه گرى كرد و با كلام زمامدار دين، عربده هخاى شياطين، خاموش شد. &lt;BR&gt;خارهاى نفاق روفته گرديد و گره هاى كفر و شقاق گشوده گشت... و آنگاه زبان شما به گفتن «لا اله الا الله» باز شد. و اين در حالى بود كه تهى و تنها بوديد و پرتگاهى از آتش در كناره شما شعله مى كشيد. &lt;BR&gt;هيچ بوديد. &lt;BR&gt;هيچ نبوديد. به جرعه اى آب مى مانستيد و لقمه اى كه به دمى خورده مى شود. &lt;BR&gt;ضعفتان، طمع برانگيز بود. &lt;BR&gt;آتش زنه اى بوديد كه روشنى نيافته خاموش مى شديد. &lt;BR&gt;زير پا بوديد، لگدمال عابران. &lt;BR&gt;آب متعفن مى نوشيديد، خوراكتان از برگ درختان بود. ذليل و درمانده بوديد و هميشه در هول و هراس از اينكه پايمال اين و آن شويد. &lt;BR&gt;بعد از اين حال و روز، خداى تعالى شما را با محمد (ص) نجات داد درود خدا بر او- چه بلاها كه از دست مردم كشيد، از گرگان عرب و سركشان اهل كتاب. &lt;BR&gt;هرگاه كه آتش جنگ برمى افروختند، خدا خاموشش مى كرد. هر دم كه شاخ شيطان عيان مى شد يا اژدهاى مشركين دهان باز مى كرد، پيامبر برادرش على را به كام اژدها مى فرستاد. و او- على- تا پشت و پوزه ديو صفتان بدكنشت را به خاك نمى ماليد و آتش كينه هايشان را به آب شمشير خاموش نمى كرد بازنمى گشت. &lt;BR&gt;غرق بود در عشق خدا و پر تلاش در مسير خدا و نزديك با رسول خدا. &lt;BR&gt;او مردى مرد بود از دوستان خدا و هست؛ سيد اولياء خدا، هميشه تلاشگر، هميشه مقاوم هميشه خير خواه و هميشه قبراق و حاضر به يراق. و لى شما... شما در آن گيرودار، خوب آسوده زيستيد و خوب خوش گذارانديد و گوش خوابانديد و چشم درانديد تاكى چرخ روزگار عليه ما بگردد. &lt;BR&gt;همان شما كه از جنگها مى گريختيد و دشمن پشتتان را بيشتر مى ديد تا رويتان را، همان شما چشم براه گردش روزگار عليه ما شديد ... &lt;BR&gt;تا پدرم وفات كرد... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خدا خانه پيامبران و جايگاه برگزيدگان را براى او ترجيح داد. و بعد... علائم خفته نفاق در شما آشكار شد و از اعماق وجودتان سر برآورد. &lt;BR&gt;لباس دين برايتان كهنه شد و سردسته گمراهان زبان درآورد. و ناچيزان هيچگاه به حساب نيامده سر جنباندند و اظهار وجود كردند. و عربده هاى سراب پرستان و باطل جويان در عرصه دلهاى شما پيچيد. و شيطان از مخفى گاه خود سر برآورد و شما را به نام خواند. &lt;BR&gt;شما را بلافاصله آشناى كلامش يافت و پاسخگوى دعوتش و آماده براى پذيرفتن خدعه و فريب و نيرنگش. &lt;BR&gt;شما را از جا بلند كرد و ديد كه چه راحت برمى خيزيد و شما را گرم كرد و ديد كه چه آسان گرم مى شويد و آتش در خرمن كينه هاتان انداخت و ديد كه چه زود شعله مى گيريد. &lt;BR&gt;پس به اغواى شيطان بر شترى نشانه گذاشتيد كه از آن شما نبود و بر آبشخورى وارد شديد كه غصب محض بود. &lt;BR&gt;خطايى خواسته و اشتباهى دانسته! و اين در حالى بود كه از عهد پيامبر هنوز چيزى نگذشته بود. &lt;BR&gt;زخم مصيبت هنوز تازه بود و دهان جراحت هنوز به هم نيامده بود و پيامبر هنوز بيرون قبر بود. &lt;BR&gt;بهانه آورديد كه از فتنه مى ترسيديم (و خليفه برگزيديم) و اى كه هم الان در فتنه افتاده ايد و هم اكنون در قعر فتنه ايد و راستى كه جهنم بركافران احاطه دارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس واى بر شما! چطور تن داديد؟! چطور راضى شديد؟! چه كرديد؟! به كجا مى رويد؟! &lt;BR&gt;اين كتاب خداست در ميان شما! همه چيزش روشن است. احكامش درخشان است، نشانه هايش چشمگير است، نواهى اش واضح است و اوامرش آشكار، اما شما آن را پشت سر انداخته ايد، زير پا گذاشته ايد. &lt;BR&gt;آيا از آن گريزان شده ايد؟ يا غير آن را به حكمت مى طلبيد. &lt;BR&gt;آه كه ستمكاران جانشين بدى براى قرآن برگزيدند. &lt;BR&gt;و آنكه غير از اسلام دينى بجويد از او پذيرفته نمى شود و او در قيامت از زيانكاران است . &lt;BR&gt;چندان درنگ نكرديد كه فتنه ها آرام گيرد، ناقه خلافت را پيش از آنكه حتى رام شود، به سوى خود كشيديد. &lt;BR&gt;آتش فتنه ها را برافرختيد و شعله هاى آن را دامن زديد. گوش يبه زنگ شيطان گمراه كننده شديد و كمر به خاموش كردن انوار دين حق و سنت نبى برگزيده او بستيد. به بهانه گرفتن كف از روى شير، ان را تماما مخفيانه نوشيديد. و با انبوه مردم بر فرزندان و خاندان پيامبرتان حمله ور شديد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما ما صبر كرديم، خنجر بر گلو و نيزه بر شكم، تاب آورديم و دم نزديم. تا جائيكه شما فكر مى كنيد كه ما ارث نمى بريم. تا جائيكه حكم جاهليت را بر ما جارى مى كنيد. و چه حكمى بهتر از حكم خداست. &lt;BR&gt;براى كسانى كه ايمان دارند؟ آيا نمى دانيد؟ مى دانيد. برايتان از خورشيد ميانه روز، روشتنتر است كه من دختر پيامبرم. &lt;BR&gt;آى مسلمانان! آيا اين حق است كه ارث من به زور گرفته شود؟!&lt;BR&gt;اى پسر ابى قحافه! اى ابوبكر! &lt;BR&gt;آيا اين در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرت ارث نبرم؟! &lt;BR&gt;عجب نوبر زشتى آورده اى! &lt;BR&gt;آيا عمدا كتاب خدا را ترك گفتيد و پشت سر انداختيد يا نمى فهميد؟! &lt;BR&gt;آيا قرآن نمى گويد: &lt;BR&gt;سليمان از داود ارث برد آيا قرآن در ماجراى زكريا نمى گويد كه: &lt;BR&gt;زكريا عرضه داشت: خدايا به من فرزندى عنايت كن تا از من و آل يعقوب ارث ببرد. ؟ اين كلام قرآن است كه: &lt;BR&gt;خوشياوندان در ارث بردن بر بيگانگان ترجيح دارند. و اين نيز كه: &lt;BR&gt;سفارش خداوند در مورد اولاد اين است كه ارث پسران، دو برابر ارث دختران. و باز مى فرمايد: &lt;BR&gt;اگر كسى مالى از خود بگذارد، براى پدر و مادر و بستگان به طرز شايسته وصيت كند و اين حقى است بر عهده پرهيزكاران. آيا شما گمان مى بريد كه من هيچ ارث و بهره اى از پدرم ندارم؟! &lt;BR&gt;آيا خدا آيه اى مخصوص شما نازل كرده و پدرم را استثناء نموده؟! &lt;BR&gt;يا مى گوئيد: اهل دو مذهب از يكديگر ارث نمى برند و من و پدرم پيرو دو مذهبيم ؟! &lt;BR&gt;آيا شما به عموم و خصوص قرآن از پدرم و پسر عمويم (على) واردتريد؟ بيا! بگير! اين مركب آماده و مهار شده را بگير و ببر. &lt;BR&gt;ديدار به قيامت! كه چه نيكو داورى است خدا و چه خوب دادخواهى است محمد (ص) و چه خوش وعده گاهى است قيامت. &lt;BR&gt;در آن روز اهل باطل زيان مى كنند و پشيمانى در آن روز بى فايده است و براى هر خبرى قرارگاهى است. پس خواهيد دانست كه عذاب خوارى افزا بر سر چه كسى فرود خواهد آمد و عذاب جاودانه بر چه كسى حلول خواهد كرد. &lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #ff0000&quot;&gt;***&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;رو كرديد به انصار و ادامه داديد: &lt;BR&gt;اى جوانمردان! اى بازوان ملت! و اى ياوران اسلام! &lt;BR&gt;اين خمودى و سستى و بى توجهى نسبت به حق من براى چيست؟ اين تغافل و سهل انگارى در برابر ستم چراست؟ آيا پدرم رسول خدا (ص) نمى فرمود: &lt;BR&gt;حرمت هر كس با احترام به فرزندش داشته مى شود ؟ چه سريع يادتان رفت و چه با عجله از راه فرو افتاديد و چه تند به بيراهه پيچيديد. شما مى دانيد كه حق با من است و مى بينيد كه حق پايمال مى شود و مى توانيد از من حمايت كنيد و حق مرا بگيريد، اما نمى كنيد. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا مى گوئيد كه پيامبر مرد و تمام؟ آرى اين مصيبتى بزرگ است، مصيبتى در نهايت وسعت. شكافى است كه هيچ گاه پر نمى شود و زخمى است كه هر روز بازتر مى شود. &lt;BR&gt;زمين، تيره غيبت اوست و ستارگان بى فروغ از هجران او. &lt;BR&gt;در مرگ او كوههاى اميد و آرزو متلاشى است و خارهاى ياس آشكار. &lt;BR&gt;با مرگ او احترام از ميان رفته است و هيچ حريمى محفوظ نيست. &lt;BR&gt;بخدا كه اين مصيبت، بدمصيبتى است، بزرگ بليه اى است. &lt;BR&gt;بليه و مصيبتى كه هيچ حادثه توانفرسا و طاقت سوزى مثل آن نيست. &lt;BR&gt;اما كتاب خدا اين مصيبت را پيش از ورود خبر داده بود، همان كتابى كه در خانه هاى شماست و شب يا روز، آرام يا بلند ، با تلاوت يا زمزمه مى خوانيد و گفته بود كه: &lt;BR&gt;اين حكمى حتمى است و قضائى قطعى كه پيش از اين هم بر انبياء و رسل وارد شده است و آن خبر اين است: و ما محمد الا رسول قدخلت من قبله الرسل، افان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئا و سيجزى الله الشاكرين. و محمد جز پيامبرى نيست كه پيش از او هم پيامبرانى آمده اند، اگر او بميرد يا كشته شود شما به گذشته برمى گرديد و هر كس به جاهليت گذشته روى برد، به خداوند زيانى نمى رساند و خدا پاداش سپاسگزاران را مى دهد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اى فرزندان قبله! ( بانوى شرافتمندى كه نسبت شما بدو مى رسد) آيا رواست كه ميراث پدرم پايمان شود و شما نظاره گر باشيد؟ آيا رواست كه نداى تظلم مرا بشنويد و دم برنياوريد؟ صداى من در ميان اجتماعتان طنين مى افكند، دعوت مرا مى شنويد و از حال و روزم خبر مى شويد. شما از ابزار دفاع از حق، چيزى كم نداريد. &lt;BR&gt;داراى عده و عده ايد. نفرات داريد، نيرو داريد، ابزار داريد، سلاح و زره و سپر داريد ، اما پاسخ دعوت مرا نمى دهيد؟ به داد من نمى رسيد؟ فرياد استغاثه مرا مى شنويد، اما يارى ام نمى كنيد؟ شما كه به شجاعت و جنگاورى معروفيد. &lt;BR&gt;شما كه به خير و صلاح شهره ايد. &lt;BR&gt;بر شما كه نام انصار و ياور نهاده شده. &lt;BR&gt;شما كه دست چين شديد، برگزيده شديد. شما چرا؟ شما همانيد كه با عرب پيكار كرديد، زخم زديده و زخم خورديد، رنج كشيديد و محنت برديد، با امت هاى مختلف به مبارزه پرداختيد، با پهوانان و جنگجويان بزرگ ستيز كرديد. &lt;BR&gt;پيوسته با ما گام برمى داشتيد و اوامر ما را گردن مى نهاديد. تا آسياى اسلام برمحور خاندان ما به گردش درآمد و شير در پستان مادر دهر فزونى گرفت و نعره هاى شرك آميز خاموش شد و ديگ تهمت و طمع از جوش افتاد و شعله هاى كفر به خاموشى نشست و نواى هرج و مرج در گلو خفه شد و دين، نظام يافت و شكل گرفت. و اكنون چرا بعد از آن همه زبان آورى، دم فرو بسته ايد و به وادى حيرت افتاده ايد؟ چرا حق را بعد از آشكار شدنش مخفى مى كنيد؟ چرا پس از آن همه پيشگامى عقب نشسته ايد؟ چرا پيمانهايتان را شكسته ايد؟ چرا بعد از ايمان، تازه به شرك روى آورده ايد؟ قرآن مى گويد: &lt;BR&gt;آيا نمى جنگيد با گروهى كه عهد شكستند و كمر به اخراج رسول بستند و آتش جنگ را برافروختند. آيا مى ترسيد از آنان در حاليكه خدا سزاوارتر است براى ترسيدن اگر كه مومنيد. به هوش كه من مى بينم شما به سوى تنبلى و تن آسائى و عافيت طلبى مى رويد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شما كسى را كه از همه سزاوارتر براى زمامدارى مسلمين بود ، كنار گذاشتيد و با راحتى و تن پرورى خلوت كرديد و از تنگناى مسئوليت ها به فراخناى بى تفاوتى و بى خيالى روى آورديد. &lt;BR&gt;آنچه را كه حفظ كرده بوديد، بيرون افكنديد و آنچه را كه فرو برده و اندوخته بوديد، از گلو برآورديد. &lt;BR&gt;اما چه باك، اين آيه قرآن است كه: &lt;BR&gt;اگر شما و هر كه روى زمين است، كافر شويد، به خدا زيانى نمى رسد و او حميد است و بى نياز از همگان. &lt;BR&gt;آگاه باشيد كه من گفتم آنچه را بايد بگويم با اينكه مى دانم سستى و خوارى و ترك يارى حق در وجودد شما لانه كرده و خيانت و بى وفايى با گوشت و پوستتان عجين شده. و لى اينها جوشش دل اندوهگين است و فوران خشم و درد و حركت امواج خروشان غمى كه در درياى دل، تنگى مى كند و سر بر ساحل سينه مى سايد و رخ مى نمايد. &lt;BR&gt;به هر حال اكنون حجت بر شما تمام است. &lt;BR&gt;بگيريد اين خلافت را و آن فدك را ولى بدانيد كه پشت مركب خلافت زخم است وپاى آن تاول. نه سوارى مى دهد به شما و نه راه مى رود براى شما. &lt;BR&gt;داغ ننگ بر آن خورده است و نشان از غضب خدا دارد. رسوايى ابدى با اوست. &lt;BR&gt;هر كه به آن بياويزد فردا در آتش خشم خدا كه قلب ها را احاطه مى كند فرو خواهد افتاد. &lt;BR&gt;بدانيد كه آنچه مى كنيد در محضر و منظر خداست. و آنها كه ستم كردند بزودى خواهند دانست كه به چه بازگشتگاهى باز خواهند گشت. و من دختر آن كسى هستم كه شما را از عذاب دردناك پيش رويتان خبر داد. &lt;BR&gt;پس بكنيد هر چه مى خواهيد و ما هر عمل مى كنيم و منتظر باشيد كه ما منتظر مى مانيم.&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/539763.htm" title="تجلي آرمان و انديشه زهرا(س)" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/520996.htm</id>
<updated>Fri, 23 May 2008 23:50:00 GMT</updated>
<title type="text">پرفسور رضا</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=2&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-theme-font: minor-fareast; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;استاد پرفسور رضا از مفاخر علمي و اساتيد برجست&lt;EM&gt;ه کشورمان هستند که چند سال قبل هم به عنوان يکي از چهره هاي ماندگار مورد تقدير قرار گرفتند . ايشان 70 سال قبل جز اولين فارغ التحصيلان دانشکده فني تهران بودند و در سوابق خود دانشگاه تهران و دانشگاه فني تهران را دارند . هم اکنون نيز در خارج از کشور ، بويژه امريکا و کانادا به عنوان يک چهره برجسته علمي و فرهنگي به تلاشهاي علمي خود عليرغم کهولت سن ، بويژه در ادبيات فارسي.ادامه مي دهند &amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;ديروز دوست عزيز و خوش ذوقم جلسه جالبي بين جمعي از دوستان و با حضور و محوريت استاد پرفسور &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;رضا در محل مرکز توسعه مديريت سبا ترتيب داده بود ، هر چند که متاسفانه قدري دير رسيدم و از شنيدن بخشي از صحبتهاي استاد محروم گشتيم ، ولي باز هم جالب بود . ترکيب حضار نيز خودش جذاب &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;بود ، همه تيپي بودند ، از اساتيد برجسته تا پژوهشگران خوش ذوق ، تا يکي دو نفر از سرداران سابق سپاه ، چند پزشک برجسته و متخصص داخل و خارج تا چند مدير کار آفرين و چند مدير و کارشناس بازنشسته دولت و اساتيدي از مرکز مديريت .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;استاد پرفسور رضا از مفاخر علمي و اساتيد برجست&lt;EM&gt;ه کشورمان هستند که چند سال قبل هم به عنوان يکي از چهره هاي ماندگار مورد تقدير قرار گرفتند . ايشان 70 سال قبل جز اولين فارغ التحصيلان دانشکده فني تهران بودند و در سوابق خود دانشگاه تهران و دانشگاه فني تهران را دارند . هم اکنون نيز در خارج از کشور ، بويژه امريکا و کانادا به عنوان يک چهره برجسته علمي و فرهنگي به تلاشهاي علمي خود عليرغم کهولت سن ، بويژه در ادبيات فارسي.ادامه مي دهند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;ايشان در اين نشست ضمن ابراز خرسندي از مطرح بودن دانشگاه صنعتي در سطح دنيا و رقابت &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;دانشگاههاي امريکا و کانادا براي جذب فارغ التحصيلان اين دانشگاه ، دل نگراني خود را از عدم بازگشت غالب آنان به کشور اظهار داشت و راهکار آنرا در بالا بردن عرق ملي و علاقه به فرهنگ و آداب و ارزشهاي وطن مي دانست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-theme-font: minor-fareast; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;در پايان متواضعانه از از ابراز محبت ها و لطف ها تشکر و گفتند ، من تخصصي ندارم ، فقط برداشتهايي از دنيا، شعر حافظ ، فردوسي و ايران دارم که مي گويم و مي نويسم.&amp;nbsp;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/520996.htm" title="پرفسور رضا" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/518776.htm</id>
<updated>Wed, 21 May 2008 17:12:00 GMT</updated>
<title type="text">مرثيه اي براي بره وري در ايران</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-theme-font: minor-fareast; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;اول خرداد روز ملي بهره‌وري است؛ بهره‌وري در برنامه چهارم سهم و جايگاه مهمي دارد. قرار بر اين بوده است كه 5/2درصد از رشد توليد ناخالص ملي يا به عبارتي 2/31درصد اقتصاد كشور از محل بهره‌وري و بدون سرمايه‌گذاري جديد تامين شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همين دو عدد ما را به اهميت بسيار بالا و تعيين‌كننده بهره‌وري متوجه مي‌سازد ولي متاسفانه آنچه در عمل اتفاق افتاده است، بسيار متفاوت است. يعني سهم بهره‌وري در رشد اقتصادي كشور به‌جاي 5/2 درصد فقط 57صدم درصد است؟!&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-theme-font: minor-fareast; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;و در مقايسه با ساير كشورها متوسط رشد بهره‌وري كشورهاي جهان بالغ بر 5/4 برابر ميانگين رشد بهره‌وري در ايران است؟! براساس گزارش رسمي سازمان بهره‌وري آسيا (&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #333333; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-theme-font: minor-fareast; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;AOP&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;) درمقايسه سهم بهره‌وري در توليد ناخالص ملي چند كشور وضع كشورمان بسيار تاسف‌انگيز و نگران‌كننده است؛ به‌گونه‌اي كه در اين مقايسه سهم بهره‌وري در هند 42درصد، در چين 47درصد، در كره‌جنوبي 43درصد، در ژاپن 53درصد، و در بنگلادش 46درصد توليد ناخالص ملي مي‌باشد، ولي سهم بهره‌وري در ايران كمتر از 10درصد &lt;/SPAN&gt;CNP&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt; است و اين يعني فاجعه؛ آن هم براي كشوري با موقعيت، امكانات، منابع، تاريخ و فرهنگي غني چون ايران! از آنجا كه اين روند در ساليان گذشته با تفاوت‌هايي وجود داشته است، دست‌اندركاران و طراحان برنامه چهارم را به چاره‌جويي جدي در خروج از اين وضعيت وا داشته و ارتقاي موقعيت و پيش‌بيني مهم قابل قبولي را در برنامه لحاظ نمودند. اما با كمال تاسف شاهد تداوم بي‌توجهي و بي‌برنامگي‌ها در عمل در حوزه بهره‌وري هستيم؛ به‌گونه‌اي براساس تنها آمار رسمي منتشره در سال اول كمتر از يك چهارم تعهد برنامه رشد اقتصادي از مسير بهره‌وري تامين گشته است؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سوال اين است كه چرا توفيق نداشته‌ايم؟ چه عواملي موجب عقب ماندن كشور از ارتقاي سهم بهره‌وري است؟ چه راه‌كارهايي پيش رو داريم؟&lt;BR&gt;اصلي‌ترين عوامل و دلايل را مي‌توان در ضعف فرهنگ كار و بهره‌وري در جامعه، نبود يك برنامه و نداشتن روش شفاف براي ارتقاي بهره‌وري از طرف دولت، نبود يك سازمان و تشكيلات توانمند و برخوردار از امكانات و اعتبارات لازم براي توسعه، آموزش و نظارت بر بهره وري، ضعف و بي‌اعتقادي مديران به موضوع، ساده‌تر بودن اتكا به هزينه كردن و رفع مشكل با استفاده از منابع عمومي و اعتبارات ملي و مقوله‌هاي مشابه ديگري را نيز مي‌توان نام برد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قطعا براي توفيق در بهره‌وري بايد به‌عنوان اولين گام به فرهنگ‌سازي بپردازيم. يكي از آفت‌هاي درآمدهاي نفت كه خرج كردن از ثروت ملي است، رشد مصرف و مصرف‌گرايي، افت كار و خلاقيت و تلاش و گرايش به سمت كارهاي كم زحمت و پردرآمد است. اين فرهنگ بايد به سمت فرهنگ تلاش، سازندگي، توليد، كارآفريني و توانمند شدن تغيير جهت دهد. مردم بايد در اين جهت بسيج شوند، اداره امور كشور براين اساس ساماندهي و هدايت شود، درآمدهاي عمومي و تسهيلات صندوق ذخيره ارزي صرفا به سمت و سوي گسترش زيرساخت‌ها و ظرفيت‌هاي توليدي جهت يابد و از آن نبايد به عنوان منبعي مفت و ارزان براي حل و فصل مشكلات جاري و ضعف‌هاي برنامه‌اي و مديريتي بهره گرفت. فرهنگ عمومي بايد به رفتارهاي هم جهت با بهره‌وري تغيير و همراه شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به‌عنوان يك ضرورت مهم، بهره‌وري در سرلوحه آموزش‌هاي عمومي و رسانه‌هاي كشور قرار گيرد.&lt;BR&gt;دستگاه‌ها و نهادهاي ذيربط همچون صدا و سيما، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامي، دانشگاه‌ها و ساير وزارتخانه‌ها بايد به‌طور مشخص پاسخ دهند كه چه اقداماتي و چه برنامه‌هايي براي گسترش و ارتقاي فرهنگ بهره‌وري داشته‌اند؟ به چه ميزان برنامه‌هاي توليدي مستند يا خبري در صدا و سيما در اين زمينه پخش گرديده است؟ با چه ميزان الگوهاي موفق بهره‌وري را معرفي كرده‌اند؟ آموزش و پرورش در چه و به چه ميزان به اين مهم پرداخته است؟ چند درصد فارغ‌التحصيلان آموزش و پرورش يا حتي دانشگاهي ما با مفهوم بهره‌وري آشنا هستند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گام دوم برنامه است، ما هنوز برنامه ملي براي بهره‌وري نداريم. استراتژي و طرح جامع بهره‌وري كه گوياي همه نقش‌ها و مسووليت‌ها باشد، تنظيم و تدوين نگرديده است. سازمان مسوول بهره‌وري در كشور به‌جاي ارتقا و تقويت، محدود و ضعيف گشته است. در چنين شرايطي چه انتظاري مي‌توان داشت كه مديران كشور در سطوح مختلف در زمينه بهره‌وري پاسخگو باشند؟ وقتي تقسيم‌كار نشده و مسووليت‌ها روشن نگرديده است، طبيعتا هركس در حد فهم و اعتقاد و اختيار خود به‌موضوع مي‌پردازد و اگر نپردازد، بر او حرجي نيست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و به عنوان گام سوم، دولت بايد براي فرهنگ‌سازي، آموزش، شاخص‌سازي، ارزيابي، نظارت و ترويج شيوه‌هاي موفق بهره‌وري در كليه بخش‌هاي تابعه، صنعت، كشاورزي، آب، انرژي، خدمات و مسكن بودجه مستقل و قابل قبولي تامين و تخصيص دهد. چه‌طور مي‌شود موضوع به اهميت 31درصد رشد اقتصادي كشور از حداقل اعتبارات و امكانات برخوردار باشد؟ كدام فعاليت فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي را در كشور سراغ داريم كه بدون سرمايه‌گذاري داراي پيشرفت‌هاي اصولي و گسترده باشد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هرچند كه قائل هستيم كه بخش عمده توسعه بهره‌وري با استفاده از امكانات موجود و صرفا با تغيير جهت‌ها و گرايش‌ها در صدا و سيما و آموزش و پرورش و ساير نهادهاي فرهنگ‌ساز قابل دست‌يابي است، ولي بحث بر سر تامين حداقل‌ها است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گام چهارم مديريت و نگرش مديران است. بايد در عصري كه توسعه دانايي و فن‌آوري و ارتقاي بهره‌وري محور ارتقاي كشورها و جوامع در سطح و بنا است، مديراني بايد در امور اجرايي به‌كار گمارده شوند كه به اين امور باور و اعتقاد و در به‌كارگيري فنون و شيوه‌هاي آن تسلط داشته باشند. مديري كه هيچ اطلاعي از اين مقوله نداشته باشد و در چگونگي اعمال مديريت خود و حتي در رفتارها و برنامه‌هاي فردي خود بهره‌ور نمي‌باشد، چگونه مي‌تواند يك سازمان بزرگ را با بهره‌وري مطلوب يا قابل قبول اداره نمايد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;علاوه‌بر انتخاب مناسب مديران براساس اصول بهره‌وري با پيش‌بيني برنامه‌هاي آموزشي، خدمات مشاوره‌اي بايد به روز آمد كردن دانش و اطلاعات آنان همت گماشت تا بتوانند با استفاده از آخرين يافته‌ها و تكنيك‌هاي علمي روز در حوزه كاري خود بهره‌وري را به حداكثر برسانند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;علي‌ايحال اميد است به ميمنت سال نوآوري و شكوفايي و هم داستان با اين انديشه، شاهد توجهات اساسي‌تر در برداشتن گام‌هايي به مراتب موثرتر در ارتقاي بهره‌وري و توسعه همه جانبه آن در همه اركان كشور باشيم و باور داشته باشيم كه تنها با استفاده از اين روش‌ها است كه مي‌توان به دست‌يابي و تحقق اهداف برنامه بلند‌مدت چشم‌انداز اميدوار بود و به رتبه اول علمي، فن‌آوري و اقتصادي در بين كشورهاي منطقه نايل شد و در غير اين صورت همچون آنچه تاكنون رخ داده است، شاهد تداوم ناكامي‌ها خواهيم بود.&lt;BR&gt;اميد كه اين گونه نباشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/518776.htm" title="مرثيه اي براي بره وري در ايران" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/504389.htm</id>
<updated>Mon, 12 May 2008 00:04:00 GMT</updated>
<title type="text">نگاهي تحليلي بر پديده انتخابات مجلس هشتم در حوزه يزد و صدوق</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;بخش دوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoListParagraphCxSpFirst style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt 36pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot; FA? mso-bidi-language: Tahoma?,?sans-serif?;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=2&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoListParagraphCxSpMiddle style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt 36pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot; FA? mso-bidi-language: Tahoma?,?sans-serif?;&gt;&lt;FONT size=2&gt;اما در مسير و در حاشيه اين اقدام پر مخاطره و موفق نکات قابل توجه و تامل ديگري هم بود که ذکر آنها خالي از لطف نيست که در بخش دوم اين گزارش به عنوان واقعيت هايي که لمس شد مورد اشاره قرار مي دهم ، باشد که فرهيختگان و موثرين اجتماع حسب مورد به چاره جويي و بهبود تلاش نمايند. &amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoListParagraphCxSpMiddle style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt 36pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot; FA? mso-bidi-language: Tahoma?,?sans-serif?;&gt;&lt;FONT size=2&gt;1 – روحيه شديد احتياط و محافظه کاري در يزد &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoListParagraphCxSpMiddle style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt 36pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot; FA? mso-bidi-language: Tahoma?,?sans-serif?;&gt;&lt;FONT size=2&gt;يکي از مسائلي که قبلا هم در يزد برخورد داشتم ولي شدت و غلظت آنرا در اين دوره بيشتر احساس کردم و تا حدي رنج آور هم بود ، روحيه محافظه کاري بود به طوريکه خيلي ها در ارتباط با انتخابات در تماسهاي تلفني اظهار ارادت و همراهي و همکاري داشتند ولي بسيار نگران از آفتابي شدن در جمع و و اظهار و اعلام آن در محيطهاي عمومي بودند و يا بدتر از آن شنيده مي شد که بعضي از دوستان اظهار لطف و همکاري خود را همزمان به چند نفر اعلام مي نمودند و همه را راضي نگه مي داشتند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoListParagraphCxSpMiddle style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt 36pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot; FA? mso-bidi-language: Tahoma?,?sans-serif?;&gt;&lt;FONT size=2&gt;2- دليل رفتار فوق از يک جهت به فرهنگ و منش تاريخي يزديها برمي گردد که بايد چاره اي اساسي براي آن انديشيد ولي علت ديگري که اين شيوه را تقويت مي کند ، رفتارهاي محدود کننده و نگران کننده اي است که از سوي متوليان امور و دستگاههاي دولتي اعمال مي شود. به عنوان مثال حساسسيت هايي که حراست هاي ادارات به دستور ما فوق خود براي جلوگيري از حمايت و هواداري کارکنان دولت از کانديداي مقابل يا منتقد دولت نشان مي دهند. نگراني از دست دادن پست و موقعيت شغلي يا نگراني از عدم ارتقا اداري يا نرسيدن به موقعيت بهتر براي کارمندان و مديران در محيط کارشان از جمله تبعات مشارکت آنان در امور سياسي است. در اين زمينه دو نکته را بايد مورد تاکيد قرار داد ، اول اينکه مديران سياسي ، اداري و اطلاعاتي نبايد به خود اجازه دهند که کارکنان دولت را از حقوق حقه اجتماعي ، سياسي خود محروم سازند قطعا هيچ مدير يا کارمندي نبايد از امکانات دولتي براي فعاليتهاي سياسي و حزبي استفاده نمايد ، وليکن بحث مشارکت و دخالت در امور سياسي در اوقات شخصي و خارج از وقت اداري نه تنها ايرادي ندارد بلکه امري پسنديده است.به جز کساني که به دلايل خاص از اين نوع موضع گيريها و دخالتها منع شده باشند مثل ائمه جمعه و نيروهاي نظامي و يا هيئات هاي نظارت و اجرايي بديهي است. و استاندار به عنوان مقام ارشد مديريت استان مي تواند در فراهم آوردن اين فضا نقشي تعيين کننده داشته باشد. دوم اينکه مردم يزد و بويزه کارکنان دولت بايد اين روحيه مماشات را تغيير و از حقوق بديهي خود در چارچوب موازين قانوني دفاع کنند، و اينقدر دچار محافظه کاري و رفتارهاي محتاطانه نشوند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoListParagraphCxSpMiddle style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt 36pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot; FA? mso-bidi-language: Tahoma?,?sans-serif?;&gt;&lt;FONT size=2&gt;3- از زيباييهاي اين دوره آشنايي با دوستان جديد يا به عبارتي کشف افرادي معتقد ، با انگيزه ، بي ريا و صميمي بود که بر خلاف روحيه اي که در فوق ذکر شد حاضرند صادقانه و بدون نگراني و با شفافيت از مواضع و معتقدات خود دفاع نمايند و در اين بين دوستاني يافتيم که بحمدالله &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;کمترين توقعي از اين همراهي و همکاري نداشتند و با کمال صداقت و اخلاص ، بي سر و صدا و آرام در چند ماه گذشته مشغول به همکاري بوده اند . که براي فعاليتهاي اجتماعي ، سياسي و داوطلبانه وجود چنين دوستاني سرمايه هاي ارزشمندي محسوب مي شود و بايد قدرشان را دانست . انشاء الله براي آينده ارتباطات اين جمع با محوريت دوستان اصلاح طلب و پشتيباني آقاي مهندس اولياء تداوم يابد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoListParagraphCxSpLast style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt 36pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot; FA? mso-bidi-language: Tahoma?,?sans-serif?;&gt;&lt;FONT size=2&gt;4- يکي از مسائل رنج آور ديگر که بحمد الله خيلي گسترده نبود رفتارها و برخوردهاي غير اخلاقي و نادرست بعضي از افراد احساسي ، نا آگاه و افراطي با رقيب و رقبا بود که متاسفانه بعضي از اينگونه رفتارها &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;به صورت مقابله به مثلهايي از طرف دوستان خودمان نيز مشاهده مي شد . اينگونه نگاه گاهي در مطبوعات ، گاهي در سخنراني ها ، گاهي در نوشتن مطالب توهين آميز و موهن در سايتها و بدتر از همه پاره کردن عکس و تابلوهاي کانديداي رقيب در مقابل ستادها مي توان ذکر کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot; mso-bidi-language: Tahoma?,?sans-serif?; EN-US? mso-fareast-language: EN-US; mso-ansi-language: Calibri; mso-fareast-font-family: FA;&gt;&lt;FONT size=2&gt;در پايان ضمن تشکر مجدد از همه افراد گروهها و اقشار مختلف ، احزاب و گرايشهاي سياسي و همه عزيزاني که صادقانه و صميمانه در اين اقدام بزرگ اجتماعي و سياسي مشارکت و تلاش نمودند . در پايان پيشنهاد مي شود تلاشي براي تدوين مستندات و وقايع انتخابات در اين ستاد و ستادها و مراکز ديگر ( در حد امکان ) توسط جناب آقاي اولياء و دوستان ستاد ايشان انجام پذيرد و از اينطريق مجموعه اي از انديشه ها ، اتفاقات ، خاطرات و نکات زشت و زيبا جمع آوري و تدوين شود و امکان خوبي براي بهره برداري همه علاقمندان در آينده فراهم شود . &lt;BR style=&quot;mso-special-character: line-break&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;mso-special-character: line-break&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/504389.htm" title="نگاهي تحليلي بر پديده انتخابات مجلس هشتم در حوزه يزد و صدوق" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:kalantari.ParsiBlog.com/499627.htm</id>
<updated>Wed, 07 May 2008 22:39:00 GMT</updated>
<title type="text">انتخابات يزد لطف خدا بود</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;. در اين ملاقات که به بحث هاي مختلف ديگر ملي و استاني نيز پرداخته شد ، اقاي اولياء ومن از ابراز لطف و عنايت جناب آقاي خاتمي در رابطه با انتخابات يزد و اينجانبان قدرراني نموديم، ايشان هم با تواضع اشاره کردند من کاري نکردم ، دوستان ديگر موثر بوده اند .&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;ديروز در خدمت آقاي اولياء با جناب آقاي خاتمي ملاقات خوبي داشتيم حدود يک ساعت طول کشيد . محور صحبت ها انتخابات مجلس و مسائل مرتبط با آن در سطح کشور بود .ايشان علي رغم محدوديت هايي که پيش آمده بود از نتيجه کلي انتخابات بجز تهران نسبتا اظهار رضايت داشتند و جمع بنديشان اين بود که ترکيب اصلي مجلس از افراد مستقل ، اصلاح طلب و اصولگرايان منتقد وضع موجود تشکيل شده است و مي تواند مجلسي موثر باشد .انتخابات يزد را هم يک توفيق الهي دانستند که مردم اينچنين آگاهانه در صحنه حضور يافتند و عليرغم اتفاقاتي که در رد صلاحيت ها و تاييد دير هنگام آقاي مهندس اولياء رخ داد ولي باز ايشان راي اوردند آنهم با اختلاف خيلي بالا ، همچنين اظهار داشتند که بايد باز تعريف روشني از مواضع و ديدگاههاي اصلاحات به عمل آوريم و در موضوعات مختلف نقطه نظرات روشن و مقتضي تدوين وتبين شود تا هرکسي برداشت و نظر خود را به نام اصلاحات در جامعه مطرح ننمايد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;. در اين ملاقات که به بحث هاي مختلف ديگر ملي و استاني نيز پرداخته شد ، اقاي اولياء ومن از ابراز لطف و عنايت جناب آقاي خاتمي در رابطه با انتخابات يزد و اينجانبان قدرراني نموديم، ايشان هم با تواضع اشاره کردند من کاري نکردم ، دوستان ديگر موثر بوده اند .&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;در اين بين تعارفات مختلفي رد و بدل شد و البته هم آقاي اولياء هم جناب آقاي خاتمي از اقدام خاص اينجانب تقدير نمودند . در ضمن آقا ابراهيم فرزند دوم آقاي اولياء هم در ملاقات حضور داشت و با دوربينش عکس و فيلم زيادي گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://kalantari.ParsiBlog.com/499627.htm" title="انتخابات يزد لطف خدا بود" type="text/html" />
<author><name>سيد حميد كلانتري</name></author>
</entry>

</feed>