سفارش تبلیغ
صبا ویژن


سید حمید کلانتری - شهر خوبان


درباره نویسنده
سید حمید کلانتری - شهر خوبان
سید حمید کلانتری
در بهار سال 1335 در همت آباد در 30کیلومتری یزد متولد شدم. حدود سه سالگی از یزد به تهران رفتیم. در آن سالها خیلی ها به دلیل خشک شدن قنات آبادی به تهران و اطراف مهاجرت کردند. دوران ابتدایی در میدان بروجردی زندگی می کردیم.وبعد به خیابان پیروزی و کوکاکولا رفتیم. در فعالیتهای فرهنگی،مذهبی مسجد مسلم ابن عقیل و مسجد حضرت محمد ( ص) که از مساجد فعال تهران و منطقه بودند،تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی مشارکت داشتم. بعد از دریافت دیپلم ریاضی در انشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق) پذیرفته شدم. از همان سال اول جزء جمعی بودم که مجموعه فعالیت های مبارزاتی دانشگاه را برنامه ریزی و هدایت می کرد. در سال 56 ازدواج کردم ، حاصل ازدواج 4 فرزند( 2پسر و 2دختر ) می باشد. خدای مهربان را به خاطر داشتن همسرو فرزندانی خوب و همراه همیشه شاکرم. پس از انقلاب یک سال مدیر دبیرستان آذر شدم و از بهار سال 60 به جهاد سازندگی پیوستم. جهاد درسهای بسیار زیادی در امور مختلف به ویژه برنامه ریزی ، مدیریت کار با مردم به ویژه جامعه شریف روستایی نصیبم ساخت. دوسال و نیم معاون ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ و پس از پایان جنگ به عنوان معاون امور اجتماعی وزارت جهاد و بعد معاون ترویج و مشارکت مردمی انتخاب شدم. پس از 4سال ونیم خدمت در این مسئولیت به دلایلی 4سال از جهاد خارج شدم. 2سال به عنوان مشاور وزیر ارشاد و 2سال هم معاون پژوهشی دبیرخانه شوراهای جوانان. با انتخاب آقای خاتمی به عنوان رئیس جمهور در 2 خرداد 76 دوباره به جهاد برگشتم و به عنوان معاون وزیر و رئیس سازمان جنگلها مراتع کشور معین شدم. بعد از 4سال به دعوت دوستان و برادران یزدی و با تصویب دولت به عنوان استاندار یزد منصوب شدم. 4سال و 40 روز هم در این مسئولیت که فضای جدیدی از کار و تلاش در عرصه منطقه ای بود، در خدمت همشهریان خوب و عزیز یزدی فعالیت نمودم و فرصتی فراهم شد تا با نیازها ، استعدادها ، امکانات و محدودیت های توسعه استان از نزدیک آشنا شوم. پس از بازگشت به تهران طی دو سال گذشته به صورت تمام وقت و پاره وقت در دبیرخانه مجمع تشخیص ، به عنوان مسئول کمیته مدیریت و نظام اداری مشغول بوده ام و البته در کنار این موضوع در چند موسسه عام المنفعه و غیردولتی و یکی دو شرکت همکاری نموده ام و حال در خدمت شهرخوبان به عنوان کانونی برای اندیشیدن
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
یزد
انتخابات
مناسبت
دیدارها
پیامها
پاییز 1387
تابستان 1387
بهار 1387
زمستان 1386
پاییز 1386
آذر 1387
دی 1387
بهمن 1387
اسفند 1387
فروردین 1388
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 88
بهمن 88
اسفند 88
فروردین 89
اردیبهشت 89
خرداد 89
تیر 89
مرداد 89
شهریور 89
آذر 89
آبان 89
مهر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
اردیبهشت 90
تیر 90
مرداد 90
مهر 90
شهریور 90
آذر 90
آبان 90
دی 90
خرداد 91
مهر 91
آذر 91
آبان 91
دی 91
بهمن 91
فروردین 92
اسفند 91
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
تیر 93
مرداد 93
اسفند 93
بهمن 93
فروردین 94
شهریور 94
فروردین 95
بهمن 94
اردیبهشت 95
تیر 95
آبان 95
آذر 95
اردیبهشت 96
تیر 96
آذر 96
دی 96
اسفند 96
شهریور 97
خرداد 97
اردیبهشت 98
تیر 98
شهریور 98
دی 98
بهمن 98
مرداد 99
مهر 99
آذر 99
دی 99
بهمن 99
اردیبهشت 0
تیر 0
خرداد 0
مرداد 0
شهریور 0
بهمن 0
دی 0
خرداد 1
مرداد 1
شهریور 1
خرداد 2
مرداد 2
اسفند 2
شهریور 3


لینک دوستان
یزدنا
یزد فردا
یزدآنلاین
سید محمد خاتمی
توان گستر
رستاق
شهرنیکان
بهارنو
وبلاگ فارسی
لیست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ایران
اخبار فاوا
تفریحات اینترنتی
تالارهای گفتگو
خرید اینترنتی
طراحی وب

عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
سید حمید کلانتری - شهر خوبان

آمار بازدید
بازدید کل :351709
بازدید امروز : 30
 RSS 

بارها شنیده ایم این جمله معروف را: "آقای مدیر در جلسه هستند". و دانسته ایم که واقعا "جلسه ای" هم در کار نبوده و منشی محترم برای آنکه اهمیت حضور خودش را اثبات کند انواع سوال ها را با اقسام پاسخ ها مخلوط می کند و نهایتا محترمانه سر طرف را به سنگ می زند و خلاص.

در اینکه واقعا مدیران ما اینقدر در جلسات مختلف حضور پیدا نمی کنند شکی نیست و آن مقداری هم که شرکت می کنند تمام و کمال دارای اهمیت فوق العاده نیست.

معدود و محدود مدیران بلندپایه کشور را می توان یافت که جلسات آنها مهم و فوق مهم باشد. مابقی را می توان در ردیف جلسات عادی قلمداد کرد، البته اگر خودشان عادی بودن کارشان را بپذیرند.

صرف نظر از مهم یا غیرمهم بودن جلسات، آنچه در این میانه دارای اهمیت است وقت تلف شده در جلسات است. با توجه به اینکه قیمت و دستمزد فعالیت مدیران معمولان بالاست و با گروه های پایین دستی تفاوت قابل توجهی دارد لذا هزینه و دستمزد ساعتی آنها هم بسیار زیاد است . مثلا اعضا هیات مدیره بانک x که ماهانه بیش از 5/5 میلیون تومان حقوق دریافت می کنند اگر در ماه 176 ساعت کار کنند ، قیمت هر ساعت فعالیت آنها بیش از 30 هزار تومان خواهد شد.

اگر این 30 هزار تومان را میانگین دستمزد مدیران در چنین سطحی بدانیم و اگر فکر کنیم که لااقل 50 هزار  مدیر در چنین سطحی داریم- که بیشتر است- و اگر هر مدیری حداقل یک ساعت وقت خود را در جلسات تلف کند بالغ بر یک میلیارد و 500 میلیون تومان هزینه ساعتی جلسات خواهد شد.

سوال این است اگر مدیران ما در هر روز یک ساعت و در ماه 30 ساعت و در سال 365 ساعت وقت  خود را در جلسات بی سرانجام تلف کنند چه هزینه ای خواهد داشت؟!

با مبنای ذکر شده می توان محاسبات گوناگونی انجام داد و اعداد متعددی به دست آورد. هر کسی می تواند پیش خود اعداد مناسب را بنویسد و جمع و ضرب و تقسیم کند و به عمق مطلب پی ببرد.  

 



نویسنده : سید حمید کلانتری » ساعت 6:26 عصر روز جمعه 90 آذر 18


 

بسمه تعالی

بهره وری مراسم عزاداری محرم

آیا برنامه های مجالس، محافل و هیئات ما چه میزان با اهداف نهضت حسینی(ع) همخوانی دارد؟ آیا این برنامه ها بهره وری لازم را دارد؟

چگونه بر اثربخشی و بهره وری آنها بیفزاییم؟

بدون شک بزرگترین، گسترده ترین و مردمی ترین مراسم سالانه که از دیرباز در ایران برگزار شده و می شود، مراسم عزاداری دهه اول ماه محرم، به ویژه روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی است وبدون مبالغه باید گفت که این مراسم در سطح دنیا نیز در مقایسه با همه مجالس بزرگ مذهبی و آیینی و سنتی بی نظیر و بی بدیل است.

همه می دانند و می دانیم که این مجالس کاملا مردمی برگزار می شود و نقش نهادهای دولتی و حکومتی در آن بسیار کم است و باید هم چنین باشد و یکی از رموز ماندگاری و پویایی آنها نیز همین ویژگی است. برنامه ریزی، تامین منابع مالی، نیروی انسانی ، سازماندهی برگزاری مجالس، طبخ و توزیع نذورات، تشکیل دسته های عزاداری و... همه و همه با حرکت خودجوش و داوطلبانه مردم در قالب هیئات، حسینیه ها و مساجد محلات پدیدار می شود. ادامه مطلب...


نویسنده : سید حمید کلانتری » ساعت 11:21 عصر روز دوشنبه 90 آذر 7


 به نام خداوند دوستدار نیکوکاران

از جمله کارهای خوب، ارزشمند و خداپسندانه ای که موجب رشد انسانها و تقویت روابط انسانی و پیوندهای اجتماعی می شود. انجام خدمات نیکوکارانه و فعالیت های اجتماعی، رفاهی و مذهبی عام المنفعه است. از دیرباز درکشور ما ارائه خدمات فراوانی از جمله ساخت مدرسه، بیمارستان، کاروانسرا، مسجد، حسینیه، کتابخانه، توسط خیّرین و نیکوکاران رایج بوده است، سنت وقف نمودن بخشی از دارایی های فردی برای یک موضوع مشخص در کمک به ایتام، نیازمندان، زنان بی سرپرست، بیماران صعب العلاج، تأمین هزینه مراسم عزاداری یا جشن های مذهبی از سنت های پسندیده ای است که در گذشته بیشتر مورد توجه بوده که نیازمند احیاء و توسعه می باشد.

 بنیاد اندیشه و احسان توحید  به عنوان یک موسسه فرهنگی و عام المنفعه با هدف ترویج و توسعه نیکوکاری، در نظر دارد با بهره مندی از مشارکت جمعی از خوبان شهرستان صدوق استان یزد شامل اشکذر، رضوانشهر، ندوشن، رستاق و خضرآباد با برگزاری مراسم و نشست ویژه ای در روز میلاد سراسر سعادت حضرت مولی الموحدین امام علی (ع) از نیکوکاران این شهرستان و کارهای نیکوی مردمی انجام یافته تقدیر و سپاسگزاری نماید و با عنایت به وجود بانی خاص برای این امر ارزشمند این برنامه به لطف الهی همه ساله در روز 13 رجب همراه با جشن میلاد تکرار خواهد شد.

بدینوسیله از همه عزیزانی که به نحوی اطلاع از اجرای یک کار خیر داوطلبانه از قبیل ساخت مدرسه، مسجد، حسینیه، بیمارستان، کتابخانه، ورزشگاه، یا اقدامی در جهت دستگیری از فقرا و نیازمندان  یا کارهای مشابه توسط خیرین در محلات شهری و روستاهای تابعه شهرستان دارند درخواست می شود اطلاعات خود را از طریق تلفن 3536751-0913 به آقای سید حسین کلانتری یا شماره 6238866-0351  فکس نمایند و یا به آدرس الکترونیک  hkalantari77@gmail ایمیل نمایند.

شورای برگزاری این مراسم با بررسی همه اطلاعات واصله نسبت به انتخاب افراد واجد شرایط و معرفی برگزیدگان اقدام تا به نحو مقتضی از آنان تقدیر به عمل آید.

ملاحظات :

1-      در اولین سال برگزاری از خیرین برجسته ای که در دهه گذشته کارهای مؤثری در شهرستان انجام داده اند تقدیر به عمل خواهد آمد.

2-      طرحها و پروژه های خیری سال جاری شامل طرحهایی است که از 13 رجب امسال تا 20 جمادی الثانی سال آتی  ( سالروز تولد حضرت زهرا (س) ) یا به بهره برداری رسیده اند یا بالغ بر 80% پیشرفت داشته باشند.

3-      چنانچه اهالی شهرستان صدوق که در تهران یا دیگر شهرهای کشور زندگی می کنند طرح نیکو کارانه ای را در شهر محل زندگی خود انجام داده باشند و به اطلاع ستاد برگزاری مراسم برسد از آنان نیز درصورت داشتن سایر شرایط برای شرکت در مراسم دعوت به عمل خو.اهد آمد.

4-      درخواست می نمائیم هرگونه نظر یا پیشنهادی برای پربارتر شدن این مراسم دارید ارائه فرمائید.

                                                                                                                                      بنیاد اندیشه و احسان توحید



نویسنده : سید حمید کلانتری » ساعت 5:11 عصر روز یکشنبه 90 آذر 6


اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
 
گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
 
گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
 
گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم ادامه مطلب...

نویسنده : سید حمید کلانتری » ساعت 10:20 عصر روز یکشنبه 90 آبان 22


 
 
شنیدم که دزدی زبل نیمه شب
ربود از طویله خر مش رجب
رجب تا که شستش خبر دار شد
جهان پیش چشمش شب تار شد
درون طویله دو زانو نشست
زمین و زمان را دم فحش بست
یکی گفت تقصیر از آن توست
که قفل طویله نبستی درست
یکی گفت گیرید معمار را
بنا کرده کوتاه دیوار را
یکی گفت تقصیر از شحنه هاست
که هر روز بر پا چنین صحنه هاست
یکی گفت: نه، بوده تقصیر خر
چرا ؟ چون که می کرد اگر عر و عر
و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک
مسلم که آن دزد می زد به چاک
شنیدم که با غیض مشدی رجب
در آن بین می گفت : یاللعجب
که هر کس به نوعی ست در اشتباه
فقط دزد در این میان بی گناه
 
قلم دست هالو چو در کار شد
بدانید تاریخ تکرار شد
شنیدم که در حومه ی اصفهان
به شهری که نام خمینی بر آن
به دست گروهی از اشرار پست
حریم خصوصی مردم شکست
نه در شب، که در روز جمعی پلید
به دستان خود فاجعه آفرید
نه از چوب قانون هراسی به دل
نه از آدم و آدمیت خجل
شنیدم که فرمود شیخ الانام
نبودند زن ها علیه السلام
و آن دیگری گفت: از مرد و زن
همه مست بودند در انجمن
یکی گفت: آن جا به جای نماز
همه بوده مشغول آواز و ساز
یکی گفت : الحق که مردانشان
ز غیرت نبردند هرگز نشان
یکی از بزرگان صنف پلیس
چنین گفت با لحن رک و سلیس
که تحقیق کردیم بسیار زود
«حجاب زنان» مشکل کار بود
خلاصه همه بوده تقصیر کار
به جز آن تجاوز گر نابکار
 
کجایی ببینی عمو مش رجب
که ما خوش بتازیم ، دنده عقب
اگر در دهات تو خر می برند
در این خطه ناموس را می درند
جلو روی شوهر ، برادر، پدر
تجاوز نمایند بی دردسر
چرا این همه ظلم و هتک زنان
در املاک آقا امام زمان
 
 
محمدرضا عالی پیام
هالو


نویسنده : سید حمید کلانتری » ساعت 6:45 عصر روز جمعه 90 مهر 22


از وینستون چرچیل پرسیدند:
آقای نخست وزیر، شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند می روید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید، اما این کاررا نمی توانید در بیخ گوش خودتان یعنی در ایرلند
 که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است انجام دهید ؟
 وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ می دهد:
 برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج هست که این دوابزار مهم را درایرلند دراختیار نداریم .
 سوال می‌ شود: این دوابزار چیست؟
 
چرچیل در پاسخ می گوید:
 
اکثریت نادان و اقلیت خائن.
چرچیل که بود؟
 
سر وینستون لئونارد اسپنسر چرچیل (تولد: 30 نوامبر 1874 - درگذشت: 24 ژانویه 1965) سیاست‌مدار و نویسنده? بریتانیایی است که بین سال‌های 1940 تا 1945 یعنی در طول جنگ جهانی دوم و بار دیگر بین سال‌های 1951 تا 1955 نخست وزیر بریتانیا بود. او افسر ارتش بریتانیا نیز بود. چرچیل جایزه نوبل ادبیات در سال 1953 را به خاطر نوشته‌هایش بدست آورد. .
 
مجله? تایم در سال 1949، وینستون چرچیل را به عنوان «مرد نیمه? اول قرن بیستم» انتخاب کرد. چرچیل سال 1940 نیز به عنوان مرد سال تایم انتخاب شده بود


نویسنده : سید حمید کلانتری » ساعت 6:40 عصر روز جمعه 90 مهر 22


هنوز پیرمرد 81 ساله با آن تن نحیف ته چاه زغال می رود تا برای هزینه درمان پسر جانبازش، خرج درمان داشته باشد، هنوز جوان جانباز شیمیایی در خرابه ها و پیرمرد جانباز نابینا در حمام زندگی می کند و هنوز باشرف های شهرمان کلیه فروشی می کنند و البته هنوز بسیاری از شب ها گرسنه سر بر بالین می گذارند و با مشاهده این وضعیت هنوز ایمانشان را نباخته اند و شکر خدایی را می کنند که خیلی صبر دارد...

«آینده»، سرویس اجتماعی، مهدی خرم دل؛ اصبغ بن نباته گوید: امیرالمؤمنین (ع) به مردم عراق فرمود: «ای مردم! من با این اسباب و وسائل خانه و مرکب سواری که می بینید از مدینه به کشور شما آمده ام و اگر هنگام بیرون شدن از کشورتان بیش از این داشته باشم به شما خیانت کرده ام.» و اینچنین بود که پس از ضربت خوردن علی (ع) به وسیله یکی از انگشت شمار مارقین افراط گرا در دین خدا، علاوه بر سهم امام از بیت المال که در سالهای متعدد تنها در حد دیگر مردم بود و نه بیشتر، شهادت علی هم با صدها شهادت نامه زنده و مشهود، حقانیت تنها امام شیعه که در جایگاه حاکم ظاهر شد را نمایان سازد.



نویسنده : سید حمید کلانتری » ساعت 6:36 عصر روز جمعه 90 مهر 22


نمی دانم نوشتن در مورد دوست، برادر و سرور عزیزم آقای حاج سید هدایت الله  طالقانی مردی بزرگ، عاشق، پرتلاش و خداجوی را از کجا شروع کنم، مردی که سراپا شور و اشتیاق و حرارت بود، اما آرام می نمود، معیارش در حب و بغض الهی بود، برای خدا تبسم داشت و برای خدا فریاد می کشید و خشمگین می شد، برای خدا صبر داشت و سکوت می کرد، شب زنده دار بود و اهل دل، صوت مناجاتش در نماز بسیار دلنشین بود. ظاهراً به ندرت نماز شب و نیایشهای شبانه اش ترک      می شد. به هر موضوعی که می پرداخت از توانش و از همه امکاناتش بهره می جست. بسیار ساده و بی آلایش بود، واقعا ً برایش مهم نبود که چه غذایی برسر سفره دارد. حتی وقتی میهمان داشت و در خانه چیزی نداشت، سفره اش نیز به همان صورت گشوده می شد.
در زندگی با ناگواریها و سختیهای زیادی روبرو شد اما صبر را پیشه خود ساخت، دستگیری و زندان در آغازین ماه های زندگی مشترکش در زمان ستم شاهی، شهادت دختر خردسالش با وضع فجیح در سوزاندن کانکس محصولات فرهنگی که فاطمه اش در میان کتب آتش گرفته سوخت و داغ سوز ناکش را بردل پدر و مادر باقی گذاشت.
اهل منبر و سخنوری نبود، اما هر گاه به اصرار دوستان در جمعی لب به سخن می گشود، از عمق وجودش و متناسب با نیاز و شرایط مخاطبش چند کلمه ای می گفت و به اثربخش بودن کلامش تاکید داشت.
به خانه هریک از دوستان و آشنایان که وارد می شد و شبی را میهمان می گشت، آنقدر ساده و بی تکلف بود که اهل خانه و فرزندان و دوستان را هم به خود جذب می کرد.



نویسنده : سید حمید کلانتری » ساعت 11:32 عصر روز شنبه 90 شهریور 5



به نام خدای دوستار زیبائیها

به یاد خواهر جمیله جوکار الگوی جهاد برای نیکوکاری

گاهی خداوند به بعضی آدمها توفیقاتی میدهد که آنها را نسبت به دیگران بسیار متفاوت و برجسته میکند و آنها موفق میشوند با کارهای موفق و ارزشمندشان الگویی برای همه بشوند و حجت را بر همه تمام کنند. یکی از این انسانهای برجسته و خداجوی جامعه امروز ما خانمی بود با خلقیات و خصوصیات اخلاقی نیکو و ارزشمند که از سالها پیش که هرکس در هر کجا و در هر زمان او را دیده است فقط یک چیز را مشاهده نموده و آن شور و شوق و بی تابی برای خدمت به افراد نیازمند برای رسیدگی و سرپرستی ده ها دختر جوان و نوجوان بی سرپرست یا بد سرپرست که خطرات زیاد آنها راتهدید می کرد، برای تهیه جهیزیه و وسایل زندگی دختران نیازمند در آستانه ازدواج، برای رسیدگی به بیماران محروم و ناتوان برای کمک رسانی به صدها خانواده محروم و نیازمند شهر یزد، و او کسی نبود جز خانم جوکار.

در اولین روزهای استانداری در یکی از شب ها که به منزل میرفتم خانم جوکار را در انتظار دیدم،البته آقای مهندس سفید قبلا اشاره ای در رابطه با پیگیری های مستمر ایشان کرده بود و از آن شب که به درخواست مشکل مالی یا حل مشکل خانواده هایی آمده بود تا آخرین روزهای خدمت، حداقل هر دو سه هفته یکبار خانم جوکار را در استانداری یا ملاقات های عمومی ملاقات می کردم و به در خواست هایش سفارش می کردم. یک بار متوجه شدم که ایشان در پیمانه یک بیماری با همسرش احد می کند که در صورتی که شفا یافتم و لطف الهی شامل حالم شد ،تمام وقت و زندگی و سلامتی ام را در راه خدا و در مسیر خدمت به نیازمندان و دختران فقیر و ناتوان صرف می کنم و واقعا جز این نکرد. ایشان با اینکه از تحصیلات ویژه ای برخوردار نبود اما با فهم ، هنر و عشق و انگیزه بسیار بالایی که داشت موسسه خیریه امام رضا(ع) را فعالانه اداره می کرد. و نقش او در این موسسه تعیین کننده بود به طوریکه بر اساس اظهار دوستان و نزدیکان ایشان طی دهه گذشته موفق به سرپرستی بالغ بر 250 دختر نیازمند و تامین امکانات ازدواج آنان شده بود . علاوه بر آن تامین جهیزیه نزدیک به 500نفر را دنبال کرده بودو در مناسبت ها از جمله ماه مبارک تا2500خانواده نیازمند را در تامین ارزاق  و مایحتاج عمومی یاری داده است. واقعا انجام این خدمات به ویژه تامین منابع و جذب کمک های آن کار یک تشکیلات و نهاد چند ده نفر و منابع مالی سنگین است. ولی او اعتقاد به لطف و عنایت الهی داشت.

چقدر به جا بود که رسانه ها به ویژه صدا و سیما در معرفی شخصیت چنین بانوان بزرگ و نیک اندیشی بیش از این همت می گماشتند تا رفتار آنان به صورت یک الگوی موفق برای دیگر زنان و مردان جامعه ترویج می شد.

امید که او در جوار رحمت حق با اولیای الهی و برادر عزیز شهیدش مشهور و راه سرشار از خیر و برکتش سرمشق دیگران باشد.



نویسنده : سید حمید کلانتری » ساعت 4:25 عصر روز سه شنبه 90 مرداد 18



حاج محمدتقی برخوردار پس از تحمل رنج یک بیماری طولانی دار فانی را وداع گفت و به دیدار معبود شتافت.
نام حاجی برخوردار همزمان چند موضوع را تداعی می کند، کاروتلاش  و خدمت، مدیریت موفق، توسعه صنعتی، خوشنامی در میان مدیران اقتصادی، پیشکسوتی در عرصه کارآفرینی و اشتغال زایی، نیکوکاری و مردم دوستی، بلند نظری و آینده نگری و ... به حق این واژگان همه در معرفی شخصیت برجسته و اثربخش این مرد جلوه گرند و خودنمایی می کنند.
البته حاجی برخوردار معرف دو شخصیت است، یکی پدر : حاج محمدحسین برخوردار که محور فعالیتش تجارت و بازرگانی به مرکزیت و محوریت یزد بود و دیگری  حاج محمدتقی فرزند ابشان که محور فعالیتش صنعت و تولید و کارآفرینی به مرکزیت تهران و در تعامل با کشور های مختلف به ویژه ژاپن و بسط صنایع خانگی آن در ایران بود. ادامه مطلب...


نویسنده : سید حمید کلانتری » ساعت 2:20 عصر روز یکشنبه 90 مرداد 2

<   <<   11   12   13   14   15   >>   >